نقد کوتاهی از Killzone 2


نقد کوتاهی از Killzone 2

برمیگردیم به گذشته به روزهای اوج کنسول PS2 زمانی که IGN در یکی از پست های خبر ارسالی خود در سال 2004 عنوان Killzone را معرفی کرد و همه گان را شکه و وارد دنیای جدید از بازی کرد.در آن زمان این عنوان لیسانس اولیه 14 سال به بالا را گرفت و برای آغاز دوران طلایی ps2 این عنوان استارت خوبی بود و همان زمان سونی روی این بازی حساب خاصی باز کرد و به فکر تیمی اختصاصی برای این عنوان شد.با آغاز نمایش اولین دمو از این بازی همهگام محو نور پردازی بازی و یک شاتر اختصاصی بسیار خوب برای PS2 شدند البته نباید از این موزد گذشت که به دلیل محدود بودن سخت افزار PS2 در آن زمان امتیاز بالایی را نسیب خود نکرد اما این عنوان خود هم اکنون یکی از پایه های نگه دارنده کنسول PS3 میباشد که با برنامه ریزی دقیق سونی به این مرحله راه پیدا کرده است.
Killzone در ابتدای انتشار دارای باگ های فراوانی بود که صاحب نظران این را شکستی بر سونی میدانستند اما با این تفاسیر سونی عزم را جزم کزد و بار دیگر برای زنده نگه داشتن عنوان انحصاری خود در سال 2005 خبر ساخت Killzone 2 را برای PS3 اعلام کرد.
گیمرهای منتظر این وعده سونی مانند و در زمان انتشار Resistance Fall of Man همگان بر این تصور فرو رفتند که این عنوان میتواند Halo killer باشد و دیگر امیدی بر Killzone 2 نیست اما عنوان Resistance Fall of Man هم نتوانست آن طور که باید و شاید از سخت افزار PS3 استفاده کند و دوباره بر گشتیم به خانه اول و امید اصلی برای Halo killer ....
E3 2005 فرار رسید و Guerilla Games نمایشی از این بازی بزرگ را آماده کرد سونی در انبوه جمعیت این عنوان را با تریلر طوفانی به نمایش گذاشت و همه را حیرت زده و خوشحال از این همه پیشرفت کرد و روالی را به وجود آورد برای آغاز فروش هر چه بیشتر کنسول جدید خود PS3.
قبل از آغاز E307 سونی خبر نمایش فوق العاده و زیبا از بازی Killzone 2 را داد اما پس از منتشر شدن چند عکس این شایعه بر ملا شد و سایه پردازی بسیار ضعیف را به نمایش گذاشت که حتی 95%از آن نمایش E32005 را نداشت!در نمایش گیم پلی بازی در Santa Monica همه چیز فرق میکرد و گیم پلی و تریلر نسبتا خوبی از بازی را به نمایش گذاشتند اما همه بر این باور بودند این بازی در حالت full HD اجرا نشده و جای کار دارد و این عنوان تا February سال 2008 جای کار دارد.
سازندگان بازی غیر از آن چیزی که در تریلر دیدید در آینده از جنگ سخت و شدید خبر میدهد.دشمنان در بازی هوشمند تر خواهند بود هر مرحله بازی بالای 2GB حجم خواهد داشت که این خود دلیل بر هیچ گاه منتشر نشدن این بازی برای X360 خواهد بود.آب و هوا در بازی بسیار تغییر خواهد کرد و یکی از تاثیرگذاران روند بازی این مورد میباشد.برای هر چه واقعیتر جلوه دادن بازی از افکت های انیمیشن سینمایی Hollywood در بازی بسیار استفاده خواهد شد و صدای شخصیت های معروف بازیگری نیز در بازی استفاده خواهد شد.
رد پای هر کارکتر و دشمن بازی برروی زمین در بازی بسیار مشهود است و در این امر ما بسیار دقت خوهیم کرد.
امیدواریم سونی سوپرایز بزرگ خود Killzone 2 را به نحو عالی اجرا و در آینده نزدیک به نمایش بگذارد البته Gears of War 2 را برای X360 فراموش نکنید!

منبع بازی سنتر

نقد کوتاهی از Tekken 6

نقد کوتاهی از Tekken 6

ناشر: Namco
توسعه دهنده و سازنده: Namco Bandai
موتور بازی: Octave Engine
پلتفرم: Arcade, PlayStation 3 و X 360
تاریخ انتشار: Q4, 2009
PSP

ژانر:Fighting
مد های بازی: Single-player, multiplayer
مدیا: (Blu-ray Disc (PS3
ورودی های قابل استفاده: SIXAXIS & DualShock 3 controller

کاراکتر های جدید:
-Bob
-Leo
-Miguel Caballero Rojo
-Zafina
-Azazel(final boss)
-NANCY-MI847J (bonus boss before fighting Jin Kazama)



چیز هایی که در این نسخه اضافه شده:
-در این شماره همه ی انیمیشن های حرکت کاراکتر ها تغییر کرده
-مسابقات گاهی در شب و گاهی در روز انجام میشه
-بازی دارای حالت آنلاین خواهد بود
-سیستم آپشن بندی شخصیت ها (واقعا در ترجمه این قسمت کم آوردم ولی فک کنم منظورو رسوندم!) مثل شماره 5 برگشته و بهبود یافته تا شما شخصیت هاتونو اسپرت کنید!! این سیستم شامل همه ی قسمت های بدن میشه...
-حرکت هایی با آیتم ها هم در بازی گنجونده شده مثلا Bryan Fury از شاتگان استفاده میکنه Anna Williams با کفش هاش ضربه میزنه Marshall Law از نانچیکو استفاده میکنه و....

مرحله ها (Stage):

* Azazel's Chamber Final stage / Azazel's stage* City After Dark

* High Roller's Club
* Manji Valley
* Mystical Forest
* Noh Theater
* Rustic Asia
* Urban War Zone]

 

mass effect2

درباره Mass Effect 2

حتما شما با این عنوان نقش آفرینی آشنایی دارید, بازییکه در سال 2007 از نظر بیشتر سایت ها به عنوان بهترین در ژانر RPG انتخاب شد. اما این دفعه BioWare می خواهد تجربه دیگری از نقش آفرینی رو به دوست داران این سبک ارائه دهد. همانگونه که گفته شده Mass Effect 2 در حال ساخت هستش و ادامه Mass Effect نوید داده شده که یک افسانه دیگر از اکتشافات کهکشانی, ناسازگازی های شخصی, مبارزات هوشیار و یا حتی محصور در رمانتیک باشد!
Casey Hudson کارگردان این پروژه می گوید که بازیکنان بهتره که save-file هایشان از بازی اول نگهدارند چون که تصمیمات گرفته شده توسط بازیکن در قسمت اول بازی بر روی کاراکترشان در ادامه بازی تاثیر گذار هستش! اونهایی که نسخه اول رو بازی نکردند با کاراکتری جدید در Mass Effect 2 شروع خواهند کرد. شدیدا توصیه میشه که قبل از بازی نسخه دوم, نسخه اول رو بازی کنید!Casey Hudson همچینین عنوان میکنه که شخصیت های نسخه اول برگشتند البته به شرطی که اونا نمرده باشند! همچنین تائید شده که تیم سازنده Mass Effect بر روی Mass Effect 2 در حال کار هستند!
طی مصاحبه سایت VideoGamer.com با Matt Atwood مدیر ارشد BioWare ایشان خیلی کم در مورد بازی رو افشا می کند و همچنین اظهار می دارد که نسخه PC برای این بازی محتمل هستش و John Riccitiello از مدیران EA بطور رسمی در یک کنفرانس اعلام میکند که این بازی ممکن هستش که به صورت ملتی پلتفورم در دست رس قرار بگیرد. Atwood عنوان میکنه که داستان نوشته شده برای بازی خیلی خوب هستش و از همان ابتدا مردم رو در حیرت فرو خواهد برد! اما داستان نسخه دوم بازی در مورد چه خواهد بود؟ Atwood فقط تائید می کند که نسخه دوم داستان بازی اول رو ادامه می دهد و اینکه اون یک prequel نخواهد بود! بر اساس سایت IGN منیجر پروژه Corey Andruko و BioWare Lead Technical Designer که آقای Dusty Everman می باشد کنفرانسی 60 دقیقه ای را برای این بازی در GDC رهبری می کنند.
در تیزری که امروز از بازی منتشر شد به نظر میرسه که فرمانده Shepherd خودش در نبرد کشته شده بود! و بالاخره اینکه Mass Effect 2 در 4/1 سال مالی یعنی بین January و March سال 2009 منتشر خواهد شد!

سومین قسمت از سری بازیهای Quest of Persia با نام شمشیرِ نادر

سومین قسمت از سری بازیهای Quest of Persia با نام شمشیرِ نادر

شمشیر نادر طبق برنامه تیرماه 1388 منتشر خواهد شد،



"شمشیرِ نادر" بُرِنده تر از شمشیر "لطفعلی خان زند"،

سری بازیهای Quest of Persia که به محبوبترین بازیهای ساخته شده در ایران تبدیل شده اند، با سومین قسمت از این سری بازیها با نام "شمشیر نادر" به استقبال تابستان خواهد رفت.

علاوه بر داستان اصلی که به ظهور نادر و چگونگی آزاد سازی ایران توسط او می پردازد، ارشک به عنوان قهرمان این سری بازیها درگیر ماجراهای جذاب تاریخی خواهد شد..بازیباز با چهار کاراکتر سرباز صفوی، ارشک، نادر جوان و نادر میان سال، شش فصل این بازی را که در نقاط مختلف ایران آن زمان می گذرد، بازی خواهد کرد. سبک بازی همانند "لطفعلی خان زند" یک اکشن سوم شخص شمیشربازی خواهد بود، که تغییرات زیادی در آن ایجاد شده است. همچنین پازلهای مکانیکی بازی نیز بطور کامل تغییر یافته و بازی از لحاظ بزرگی چند برابر "لطفعلی خان زند" خواهد بود.



اگر از بازی "لطفعلی خان زند" لذت بردید، در این بازی منتظریک بازی با مراحل و گرافیکی کاملا متفاوت و گیم پلی کاملا نفسگیر باشید. نکته دیگر این بازی تعدد کاراکترهای بازی نسبت به "لطفعلی خان زند" و نقش آفرینی شخصیتهای جذاب تاریخی نظیر : نادرشاه افشار، کریمخان زند، محمدحسن خان قاجار، اشرف افغان و لطفعلی خان زند می باشد. بیش از پنج دقیقه دموهای انیمیشن داستان این بازی را روایت می کند، که از نظر کیفیت با آنچه تاکنون دیده اید کاملا متفاوت خواهد بود.

سومین قسمت از سری بازیهای Quest of Persia با نام "شمشیرِ نادر"،

خط اصلی داستان این بازی، چگونگی ظهور نادر و آزادسازی ایران از دست افغانها توسط او و سردارن وفادراش : کریمخان زند و محمدحسن خان قاجار را بازگو می کند.همچنین در این بازی برای اولین بار بخشهایی از داستان اصلی Quest of Persia روایت می شود. تصویر زیر کیفیت مدل یکی سربازهای صفوی در بازی می باشد.


این بازی همانند "لطفعلی خان زند" یک بازی شمشیربازی سوم شخص می باشد، که علاوه بر ارتقاء شمشیربازی، انواع بازیهای جنبی دیگر نیز به آن اضافه شده است. داستان بازی در اصفهان، کرمان، خراسان، شیراز، گیلان و بخشهایی از جنوب ایران اتفاق می افتد و بیش از ده کارکتر اصلی در این بازی ایفای نقش می کنند. بر اساس برنامه ریزیهای انجام شده، "شمشیرِ نادر" ، تابستان 88 توسط پردیس گیم به بازار عرضه خواهد شد. منتظر تریلرها و اسکرین شاتهای جدیدی از این بازی باشید.
منبع: P30WORLD

نقد بازی Saints Row 2

نقد بازی Saints Row 2

شاید واستون جالب باشه ولی این بازی که قرار بود 14 اکتبر عرضه بشه از الان تو بازار های ایران موجوده و میتونین این بازی رو تهیه کنین


سازنده : Volition
ناشر :THQ
سبک: اکشن سوم شخص

اگر از اولین کسانی باشین که در ایران کنسول x360 رو تهیه کردین قطعا با شماره ی اول این بازی آشنا هستین . تا قبل از عرضه ی sanits row میشد با جدیت همه ی بازی هایی که از gta تقلید میکنند رو به درد نخور و سطح پایین دونست اما با عرضه ی saints row کمی این حرف با تردید مواجه شد . شماره ی اول با داشتن گرافیک زیبا (البته به عنوان اولین بازی sandbox نسل جدید )و نوع آوری های جالب مثل ماموریت های جانبی جالب مورد استقبال مرد و منتقد ها قرار گرفت و عنوان بهترین تقلید از gta رو از آن خودش کرد . البته شماره ی اول خالی از مشکل نبود که از جمله ی اون مشکلات میشه به کمبود وسایل نقلیه و تکراری شدم ماموریت ها اشاره کرد . حالا با این مقدمات میپردازیم به شماره ی دوم این بازی :


 برای دیدن عکس با ابعاد واقعی اینجا کلیک کنید
 

داستان :
با توجه به عرضه ی gta iv و داستنا پر عمقش انتظارا از این بازی بالا بود . داستان در saints row 2 نه اون قدر خئبه که ازش به عنوان نقطه ی قوت یاد کنیم و نه انگیزه ای به تموم کردن بازی نده . داستان بازی از یک زندان شروع میشه که شخصیتی که خودمون اون رو با استفاده از ادیتور فوق العاده ی بازی میسازیم با کمک یکی از زندانی ها از زندان فرار میکنیم . از این جا داستان همون داستان آشنای دیگر بازی های این سبکه . یعنی ما باید به مرور خودمون رو یکی از قدرتمند ترین افراد شهر کنیم و همچنین محله های مختلف رو هم به تصرف گروهمون دربیاریم . داستان ساده کار شده ولی گاهی گره های جالبی به وجود میاد که باعث جذابیت بازی میشه .


 برای دیدن عکس با ابعاد واقعی اینجا کلیک کنید
 

گیم پلی
کسایی که این بازی رو بازی میکنن راجع به گیم پلی این بازی 2 نوع نظر دارن . یک عده به گیم پلی بازی خیلی علاقه مند میشن و بعضی افراد هم به خاطر حالت آرکید گونش از بازی زده میشن . اگر شما جزو کسایی هستین که GTA iv رو بازی کردین و از گیم پلی باور پذیر و تقریبا کندش خوشتون اومده (و همچنین مدت زمان بسیاری GTA بازی کردین ) با شک و تردید به سمت این بازی برین . در ابتدا سرعت حرکت افراد و وسایل نقلیه کمی غیره منتظره به نظر میرسه ولی بعد از مدت کمی بهش عادت میکنین . نشانه گیریه تفنگ به صورت قفل شدن روی دشمن وجود نداره و نسبت به GTA کار سخت تری پیش رو بازیکن قرار داره . کنترل بازی بسیار نرم و روانه (مثل شماره ی اول ) و انجام دادن حرکات مختلف در بازی بسیار ساده و جالب انجام میشه . ماموریت های جانبی کماکان وجود دارن و در این شماره به تنوع اونها افزوده شده . قابلیت شخصی سازی بازی یه سر و گردن که چه عرض کنم ! صدها سر و گردن از GTA بالاتره !! به غیر از شخصی سازی کردن شخصیت اصلی بازی که در این بازی حتی میتونین جنسیت و نحوه ی حرف زدن و راه رفتن رو تعیین کنین خانه یا مقر شما هم قابلیت شخصی سازی رو داره که از این حیث یک نوعد آوری بسیار جالب هستش . مهم ترین جنبه ی گیم پلی یعنی ماموریت ها با این که تنوعش از شماره ی اول بیشتره ولی باز هم کمی تکراری به نظر میرسه . در saints row یک جنبه ی دیگر گیم پلی هم وجود داره که GTA فاقد اون هستش . این قسمت گیم پلی تصرف کردن منطقه های مختلف شهر توسط گروهتون هستش . هر وقت چندین ماموریت موجود در یک محل رو انجام بدین اون محل به گروه شما تعلق پیدا میکنه و شما وظیفه ی مراقبت از این محل در برابر حمله ی دیگر محل ها رو بر عهده دارین . عنصر تلفن همراه که در GTA iv وجود اشت به این بازی منتقل شده و با موبایل تقریبا تمام کار هایی رو که در GTA وجود داشت رو میشه انجام داد . در کل گیم پلی بازی برای کسانی که شماره ی اول رو بازی نکرده باشن بسیار جالب و برای کسانی که شماره ی اول رو بازی کرده باشن کمی تکراری است ولی قابلیت برداشتن اشیا و وسایل مختلف که در محیط موجود هست نقطه ی قوت گیم پلی بازی هستش .

گرافیک
من برای اینکه مقایسه بین گرافیک دو شماره رو انجام بدم قبل از نوشتن این نقد شما ره ی اول رو انجام دادم که نتیجه ی ملاحظات من یک جمله هستش : تغییرات بسیار بسیار بسیار!کم گرافیک نسبت به نسخه ی اول !! تغییرا در گرافیک نسخه ی X360 به ارتقاع نور پردازی بازی و کمی بهبود بافت ها خلاصه میشه . البته سازندگان تکنیک هایی رو هم به کار بردن تا گرافیک بازی زیبا و متمایز از بازی اول جلوه کنه که به عنوان مثال میشه به عوض شدن نوع چرخش دوربین اشاره کرد . گرافیک وسایل نقلیه از سایر بخش های بازی ضعیف تر هستش و در این وسایل جزعیات کمی به کار گرفته شده ولی با این وجود گرافیک بازی زیباست و هنوز هم میتونین از منظره های کارت پستالی بازی لذت ببرین البته از فیزیک فوق العاده ی بازی که واقعا بازی رو لذت بخش کرده هم نباید گذشت .
موسیقی و صدا گزاری
در این بخش بازی درست مثل شماره ی اول حرف نداره و قوی کار شده . صدا های اشیا مختلف و ماشین ها به دقت قرار داده شده و به راحتی میشه به کیفیت کار سازندگان پی برد . صدا گزاری افراد و کسایی که در خیابان ها هستن هم عالی هستش و کمتر جمله ی تکراری از سامنان شهر میشه شنید . موسیقی های بازی هم طبق معمول به صورت ایستگاه های رادیویی هستش . در بازی بیش از 10 ایستگاه رادیویی وجود داره که هر کدوم هنگ های یک سبک خاص رو پخش میکنند . در کل این بخش از بازینمره ی قبولی رو میگیره و در مقابل GTA که خودش در این بخش بسیار قوی هست کم نمیاره .


جمع بندی
این بازی با تکرار نکته هایی که باعث پیشرفت شماره ی اول شد و همچنین اضافه ی المان های جدید (هر چند کم ) یک بازی لذت بخش هستش که در کمال تعجب مقایسه ش با GTAiv کار اشتباهیه چون این دو بازی تقریبا اهداف جداگونه ای رو دارن . اگه بعد از GTAiv منتظر یک بازی open world خوب بودین mercenaries 2 شما رو ناامید کرد sanits row 2 میتونه انتخاب خوبی باشه
اگه ایراد و اشتباهی در نقد بود به تازه کار بودن نویسنده ببخشید .

نقد بازی جی تی ای لایبرری استوریز

قسمت اول
خودتان مقدمه ای را که درباره ی سری جی تی ای اینجا باید بگویم را بهتر از من می دانید و قبل از ادامه ان را در زهنتان مرور کنید حالا که یک پاراگراف در مقدمه چینی صرفه جویی شد مستقیم به سراغ بازی میرویم داستان های لیبرتی سیتی نام اخرین نسخه از سری جی تی ای است که برای پلی استیشن2 منتشر شده همانطور که احتمالا هم می دانید این بازی ابتدا برای کنسول دستی سونی یعنی psp ساخته شده بود و حالا بعد از چند ماه پلی استیشن 2 باز ها هم می توانند ان را بازی کنند بازی lcsدر واقع یکسری ماموریت های جدید در شهر لیبرتی سیتی است که ان را در جی تی ای3 دیده بودیم با محله ها وشخصیت های اشنا داستان در این شماره انقدر ها عمیق نیست و فقط به گرفتن ماموریت های عجیب و غریب و توجیه خرابکاری ها و ادم کشیهای شما محدود می شود تونی نقش اول بازی است که خوشبختانه بر خلاف نقش اول بازی جی تی ای 3 لال نیست البته صدا ولهجه ی مثلا ایتالیایی تونی انقدر روی اعصاب هست که بعضی وقت ها ارزو می کنید کاش مانند جی تی ای3 لال بود
قسمت دوم
طبق معمول چند کرور ماموریت مختلفتوسط افراد مختلف به شما داده می شود که بعضی ها داستان را پیش می برندو بعضی ها فقط برای پول در اوردن هستند ام تنوع ما موریت ها به اندازه سان اندریاس و یا وای ستی هم نیست در کل باید بگویم برای طرفداران دو اتشه سان اندریاس و وایس سیتی که از زیرو رو کردن نقشه های بی پایان این دو بازی سیر نمی شوند . انجامlcs را توصیه نمی کنیم اگر هم ان را بازی کنید خیلی زود حوصل یتان سر میرود نه خبری از شخصیت های جالب در داستان هست نه از وسایل نقلیه ی متنوع هستند و نه ماموریت های انقدر هیجان انگیز بعد از بازی کردن سان اندریاس جی تی ای که در ان از هواپیما هلی کوپتر جت پک ماشین اتشنشانی نباشد اصلا نمی چسبد متاسفانه بازی از مشکلات زیادی در کنترل رنج میبردکه انجام بعضی از ماموریت ها را کاملا اعصاب خوردکن می کند . بسیاری از بازی کننده ها از سیستم نشانه گیری LCS شاکی هستند . تقریبا هیچوت شما با اولین نشانه گیری نمی توانید روی هدف مورد نظرتان قفل کنید . معمولا اولین انتخاب های تونی مردم بیگانه شهر هستند و باید با کلی تنظیم نشانه را روی افراد دشمن بیاورید و احتمالا تا انوقت هم گلوله های زیادی را نوش جان کرده اید . از طرف دیگر برای شلیک بیشتر اصله ها باید سرجایتان بایستید . پیامد های ایستادن مثل یک درخت در یک جا و در تیرس دشمن خودتان بهتر از من میدانید. افراد دشمن معمولا هدف گیری بسیار دقیقی دارند و از انطرف شما نصف تیرهایتان به خطا میرود . در بارهی پلیس های شهر هم چند کلامی بد نیست که اشاره کنم که تنها عامل بی نظمی و اشوب و جرم وجنایت در شهر را فقط یک نفر میدانند این یک نفر هم کسی نیست جز شما . کافی است در یک مبارزه ی خیابانی گرفتار شوید که ادم کش های خانواده ی رقیب اطرافتان را محاصره کرد ودر حال تیر اندازی به شما هستند در همین حین پلیس از راه میرسد فکر میکنید که چه اتفاقی می افتد پلیس ها بدون توجه به جماعت اسلحه به دست دیگر به شما حمله میکنند و در حین چنین موقعیتی است که احتمالا بتوانید ببینید که چه کسی به شما تیر اندازی میکنددر چرخواندن دوربین به مشکل خواهید خوردو فرار کردن هم دردتان را دوا نمی کند تونی نقش برزمین می شود و اورا به بیمارستان میبرند اگر بخواهید اصله های ارزشمندتان را که با خون دل جع کرده بودید را نگه دارید باید بازی را دوباره Loadکنید و احتمالا 5 دقیقه را نندگی کنید تا به محل ماموریت برسید و بعد دوباره 5 دقیقه رانندگی کنید تا به هدف برسید و خدا نکند دوباره همان اتفاق تکرار شود فکر میکنم تمام مشکلات بلقوی جی تی ای Lcs در همین یک پاراگراف بیان شد بازی گرافیک خوبی ندارد و در مقایسه با بازی های جدید پلی استیشن2 اصلا راضی کننده نیست ودر حین بازی حس میکنید که یک محصول مربوط به سال2001 را بازی می کنید نه اخرین شماره جی تی ای را . این گرافیک برای کنسول دستیPSPسونی بسیار خوب وراضی کننده است ام برای پلی استیشن 2 نه. در کل این شماره ی LCS لذت شماره قبلی یعنی وایس سیتی و سان اندریاس را ندارد برایPSPهم دقیقا همینطور هست روند بازی در کنسول دستی تغییر نمیکند و کنترل ها بسیار بدتر هم می شوند خیالتان راخت کسانی که جی تی ای LCS را برایPSP می گیرند دنبال بازی نیستند بلکه می خواهند از طریق saveهای بازی Firmwareکنسول دستی را هک کنند تا بازی ونرم افزارهای غیر قانونی را اجرا کنند

قبل از آنکه سراغ جزییات و گرافیک بازی برویم از تجهیزات ، سلاح ها و دشمنان موجود در Doom 3 صحبت خواهیم کرد.


چراغ قوه : یکی از تجهیزاتی که در طول بازی بسیار از آن استفاده خواهید چراغ قوه می باشد. با استفاده از چراغ قوه در مکانهای بسیار تاریک بازی تجهیزات مختلفی از قبیل سلامتی و یا زره را بدست خواهید آورد. در ضمن با استفاده از این وسیله می توانید به دشمنان نیز آسیب برسانید.


PDA : یک کامپیوتر شخصی جیبی می باشد که یکی از اساسی ترین وسایل شما در طول بازی را تشکیل می دهد. شما توسط این وسیله می توانید اطلاعات بسیار مهمی را از PDA سایر افراد دریافت کنید و کد اکثر درهای بازی نیز در PDA شما موجود خواهد بود. حتی با استفاده از این وسیله و دریافت اطلاعات مربوط به یک شخص می توانید از دری که فقط منحصر به او می باشد بگذرید. صفحه مربوط به PDA را با فشردن دکمه Tab می توانید مشاهده کنید. در این صفحه اسم افراد در سمت چپ قرار گرفته است و شما با کلیک کردن بر روی هریک از این نامها اطلاعات کاملی را در مورد آن فرد بدست می آورید. به طورخلاصه در PDA همه چیز وجود دارد ، از اثر انگشت گرفته تا مأموریت های داده شده توسط UAC !


مشت : در زمانی که فشنگ های سلاح شما به اتمام رسیده است می توانید از مشت استفاده کنید. فکر نکنید که هیچ فایده ای ندارد بلکه می توانید دشمنان خود را از قبیل Walking Dead با بهره گیری از تاکتیک " بزن و فرار کن" به سادگی نابود کنید .

اره برقی : یکی از تنها سلاحهای سرد بازی را تشکیل می دهد و در هنگامی که مهمات شما به پایان رسیده است می توانید از اره برقی که در نابود کردن دشمنان خوب نیز عمل می کند استفاده کنید.

Pistol : ابتدای بازی را شما با هیچ سلاحی شروع نمی کنید. ولی اولین سلاحی که در اختیار می گیرید Pistol می باشد که آن را در مرحله Mars City Underground بدست می آورید. در برابر سایر سلاحها از قدرت بسیار کمی برخوردار می باشد ولی می توانید برای صرفه جویی در تیر سایر سلاحها و در برابر دشمنان نه چندان قدرتمند خود از Pistol استفاده کنید.

Shotgun : یکی از بهترین سلاحهای موجود در بازی می باشد. این سلاح در هر بار هشت فشنگ در خود جای می دهد و با توجه به آنکه سریع Reload می شود ، کمک بسزایی در طول بازی به شما می کند. با استفاده از Shotgun در نبردهای نزدیک اکثر دشمنان خود از قبیل Hell Knight را به راحتی هرچه تمام تر نابود خواهید کرد.

MG-88 Enforcer : یکی از سلاح های خودکار بازی می باشد. این سلاح در هر بار 60 فشنگ در خود جای می دهد و به سرعت Reload می شود. از این اسلحه بیشتر در مجادله های دور استفاده می شود. فشنگ های این سلاح قدرت چندان زیادی ندارند و در مجموع MG-88 Enforcer یکی از سلاح های ضعیف بازی را تشکیل می دهد.

Chain Gun : سنگین ترین سلاح بازی می باشد. برای آنکه سلاح شروع به شلیک کند باید از یک ثانیه قبل دکمه مربوط به شلیک را فشار بدهید. از Chain Gun در مجادله های دور استفاده می شود و دشمنان را به راحتی از پای در می آورد.

Grenade : هرچند که در طول بازی خیلی کم از نارنجک استفاده خواهید کرد. ولی در بخشهایی از بازی که جانوران در یک مکان تجمع کرده اند کمک بسزایی به شما در جهت نابود کردنشان می کند. نارنجک های بازی پس از پرتاب در طی مدت زمان سه ثانیه منفجر می شوند و محدوده سی متری را پوشش می دهند.

Plasma Gun : یکی از قویترین سلاحهای موجود در بازی می باشد. این اسلحه توسط گروه ساخت اسلحه Mars City ایجاد شده است. Plasma Gun ، هم در مبارزه های نزدیک و هم در مبارزه های دور می تواند به سادگی دشمنان را از پای در آورد. این اسلحه در اواخر بازی کاربرد بسیار زیادی دارد و شما را در گذراندن مراحل بازی کمک خواهد کرد.

Rocket Launcher : از این اسلحه در هنگام مجادله با جانوران عظیم جثه و سرسخت می توانید استفاده کنید. همانطور که مطلع هستید از Rocket Launcher در مبارزاتی که از دور انجام می گیرد باید استفاده کرد زیرا در غیر این صورت به همراه دشمنان خود شما هم نابود خواهید شد !

BFG 9000 : این اسلحه که توسط گروه UAC با دقت هرچه تمام ساخته شده است از قابلیت بسیار بالایی بهره مند است. این سلاح می تواند دشمنان شما را که در مسافت دوری قرار دارند به سادگی نابود کند. اما متأسفانه در اواخر بازی این سلاح را بدست می آورید به همین دلیل سعی کنید تا در برابر دشمنان خود در اواخر بازی از BFG 9000 استفاده کنید.

Soul Cube : سلاحی از تمدن های باستانی که از آن برای مقابله با نیروهای اهریمنی استفاده میشده است. این اسلحه که در اواخر بازی از آن شما می شود جنبه حیاتی دارد و زمانی می توانید آن را به صورت فعال در بیاورید که با سایر سلاحها موجوداتی را کشته باشید. مهمترین و تنها تکنیکی که این سلاح دارا می باشد این است که در هنگام شلیک بلافاصله دشمن مقابل شما را به خاکستر تبدیل می کند و تمامی انرژی آن را به شما می دهد. به عنوان مثال اگر با این اسلحه به Hell Knight شلیک کنید علاوه بر آنکه این موجود را به سادگی از پا در می آورد ، سلامتی شما را نیز به حداکثر خود می رساند.

بعد از بررسی سلاح های موجود در بازی نوبت به بررسی دشمنانی که در طول بازی با آنها مواجه خواهیم شد می پردازیم. شما در Doom 3 با جانورانی که یکی از یکی ترسناک و رعب آورتر است مواجه خواهید شد. تمامی این دشمنان از جزییات گرافیکی بسیار بالایی بهره مند می باشند و از طراحی بسیار هوشمندانه برخوردار هستند. به هر حال در این قسمت به بررسی تک تک جانوران و موجوداتی که با آنها در طی مراحل مختلف مواجه خواهید شد می پردازم :

Walking Dead : شما با این جانوران از همان ابتدای بازی برخورد خواهید کرد و برای اولین بار آنها را در Mars City Underground خواهید دید. بعضی از این جانوران از نزدیک به شما صدمه می زنند و گروهی دیگر از آنها با اسلحه هایی که در اختیار دارند درصدد کشتن شما برخواهند آمد و هرچه وارد مراحل جدیدتر بشوید با شکل پیشرفته آنها که چاق می باشند و یا اره برقی حمل می کنند مواجه می شوید. این طرز موجودات خیلی سرسخت بوده و شما را بسیار اذیت خواهند کرد. برای کشتن جانورانی که کند حرکت می کنند از مشت استفاده کنید (جهت صرفه جویی در مهمات). برای آنهایی که به شکل سرباز هستند و در مسافت نزدیک می باشند از Shoutgun و اگر در مسافت دور هستند از Chain Gun استفاده کنید. این گروه موجودات شامل موارد زیر می باشند :

1- Zombies : زشت ، تنبل و کند هستند. هدف این موجودات تبدیل کردن انسانها به موجوداتی شبیه خودشان می باشد.

2- Commando/Chaingunner Zombie : سربازانی از جهنم که مجهز به سلاح Chaingun هستند. این قاتلان جهنمی به مارس فرستاده شده اند تا تمامی موجودات زنده را یافته و نابود کنند.

3- Z-Sec : اینان زمانی از محافظین توانمند لابراتوارهای UAC بودند ولی اینک از قالب دوست به دشمنانی کینه توز و انتقام جو تبدیل شده اند.


4- Chainsaw Zombie : آنها زمانی جزو گروه فنی تشکیلات UAC بودند که مسایل و مشکلات فنی پیش پا افتاده را حل و فصل میکردند ولی اینک در گوشه و کنار با اره برقی های همراه خود برای شما ایجاد دردسر میکنند.

5- Flaming Zombie : این موجودات فاقد چشم و بینی هستند و با پرتاب شعله های آتش درصدد نابودی هرآنچه که در اطراف است می باشند. آنها را بلافاصله نابود کنید و اجازه نزدیک شدنشان را ندهید.


Demons : موجوداتی جهنمی که شامل موارد زیر می باشند :

1-IMP : گروهی از موجودات که در اکثر مراحل بازی با آنها برخورد خواهید کرد. IMP ها می توانند در مجادله های دور گوله های آتش را به سمت شما پرتاب کنند و در مجادله های نزدیک با پنجه خود شما را به دردسر بیاندازند. طبق تحقیقاتی که UAC انجام داده است IMP ها دارای حدود 15 الی 20 چشم بر روی سر خود می باشند و از دقت و سرعت عمل بالایی برخوردار هستند. برای کشتن IMP ها Shoutgun می تواند انتخاب خوبی باشد.

2- Pinky Demon : نیمی زنده و نیمی مکانیک ، این موجودات گاو مانند مظهری از جهنم هستند که با شاخ های تیز خود قادر به وارد کردن ضربات مهلک می باشند و با استفاده از دندان های تیز و برنده خود قادر به قطعه قطعه کردن هرآنچه که در سر راهشان قرار گیرد ، می باشند.

3- Lost Soul : این موجودات بصورت گروهی حرکت میکنند و دارای هیچ عضوی جز سر نمی باشند و با استفاده از شعله های آتش گرداگرد خود قادر به صدمه زدن می باشند. وقتی که صدای زبانه های آتش آنها را شنیدید سعی کنید که در جایی مطمئن مخفی شوید در غیر اینصورت مجبور به نابود کردن تک تک آنها هستید.

4- Hell Knight : عظیم جثه ترین جانوران موجود در بازی را شوالیه های جهنم تشکیل می دهند. در اواخر بازی به صورت مداوم با آنها روبرو خواهید شد و نابود کردن شوالیه های جهنم که از لحاظ جثه دو برابر شما می باشند ، کار چندان آسانی نخواهد بود. شوالیه های جهنم به کندی حرکت می کنند و در مقایسه با Revenant ها قدرت ضعیف تری دارند ولی در عوض از مقاومت خوبی بهره مند می باشند. برای نابود کردن این جانوران در مجادله های نزدیک از Shoutgun و در مجادله های دور از Plasma Gun کمک بگیرید.

5- Trite : این گروه جانوران از خانواده عنکبوت ها می باشند و سر آنها به صورت معکوس بر روی پاهای عنکبوتی شکل سوار می باشد. ممکن است تعداد بیست عدد از آنها را یکجا ببینید. اگر بتوانید مسافت معینی را بین خود و این جانوران ایجاد کنید ، همگی آنها را با استفاده از Pistol نابود خواهید کرد.

6- Tick : این گروه نیز از خانواده عنکبوت ها هستند و معمولا بصورت گروهی از بین درزهای دیوارها و یا از بین نرده ها به شما حمله ور میشوند ، این جانوران جزو یکی از ضعیف ترین دشمنان به حساب می آیند و نابود کردن آنها کاری سهل و آسان است.

7- Cherub : موجودی جهنمی با شکل و شمایل نوزاد و بالهایی همچون حشرات و پنجه هایی آهنین و برنده در واقع آنها یک کابوس تمام عیار هستند. سعی کنید از تماس نزدیک با آنها خودداری کرده و در اولین فرصت نابودشان کنید.

8- Wraith : موجوداتی که بسیار با IMP ها شباهت دارند و گاه و بیگاه با آنها اشتباه گرفته میشوند. آنها قادر هستند که در یک آن به سرعت برق و باد خود را به نزدیکی شما منتقل کنند و با ضربات مهلک خود شما را به کام مرگ بفرستند به همین دلیل نابود کردن آنها دشوار است.

9- Mancubus : این موجودات در ردیف همنوعان خود جزو سخت جان ترین ها هستند. این موجودات پرسر و صدا ، بدقواره و بسیار کند هستند به همین دلیل هدف آسانی می باشند ولی نابود کردن آنها کمی به درازا میکشد .

10- Maggot : آنها جانورانی دوسر ، نسبتا ضعیف اما فوق العاده سریع می باشند . بهترین راه از بین بردنشان استفاده از Shotgun می باشد.

11- ArchVile : متولد شده از آتش جهنم ، اینان ابلیسانی خبیس و دارای قدرتی منحصر به فرد می باشند که قادر به فراخوانی دشمنان دیگر برای شرکت در نبرد علیه شما هستند. وقتی که یکی از این موجودات را مشاهده کردید خود را برای مبارزه با چندین دشمن آماده کنید.

12- Revenant : این دسته از جانوران به شکل اسکلت هستند و در هر شانه خود از یک وسیله پرتاب کننده راکت استفاده می کنند. هنگامی که تعداد آنها به بیش از دو برسد کار شما برای شکست دادن آنها بسیار سخت خواهد بود و با مشکلات بسیاری برخورد خواهید کرد. برای کشتن Revenant ها اسلحه Soul Cube بهترین انتخاب می باشد. اما اگر از این اسلحه نمی توانید استفاده کنید سعی کنید با بهره گیری از Chain Gun و شلیک کردن به صورت مداوم آنها را از پای درآورید. Revenant ها از آن دسته جانورانی هستند که به هیچ وجه نسبت به مبارزه با آنها علاقه مند نبوده و همواره برای شما دردسر ایجاد خواهند کرد.

13- Cacodemon : این جانوران شناور قادر به گاز گرفتن های مهلک هستند ولی از آنجایی که به کندی حرکت میکنند به سادگی قادر به شکست آنها می باشید. با شلیک می توانید آنها را از خود دور کنید ولی باید در مقابل گلوله های آتشین آنها موضع مناسب اتخاذ کنید.

لازم به ذکر است که در طول چند بخش از بازی روبات هایی که جهت دفاع ساخته شده اند شما را در جهت نابود کردن دشمنان کمک خواهند کرد. این روبات ها که به سادگی نابود نمی شود از توانایی های بالایی برخوردار بوده و دشمنان را به سادگی از پای در می آورند.
Doom 3 در کنار تمامی ویژگی های جالبی که در خود گنجانده است دارای ضعفهایی نیز می باشد. یکی از این ضعف ها در کنترل بازی و چرخش دوربین است که کمی مشکل ساز است ولی به هیچ وجه آزار دهنده نمی باشد. یکی دیگر از ضعفهای بازی را می توان در داستان نه چندان جذاب آن دانست. لازم به ذکر است که هوش مصنوعی بازی در سطح بسیار خوبی قرار دارد و دشمنان شما با توجه به هر عملی که از خود نشان دهید واکنشی سنجیده و حساب شده به خرج می دهند. چه بسا در طی بازی به دفعات دشمنان شما را غافلگیر کرده و هیجان بی نظیری ایجاد می کنند که باعث ترس و دلهره می شود. در ضمن بازی Doom 3 از چهار درجه سختی برخوردار می باشد که در هر کدام از این درجات هوش مصنوعی از توانایی های ویژه برخوردار می باشد.

موزیک ها و صداهای حاکم بر بازی بی نظیر است. موزیک های بازی نقش بسیار عمده ای را در بالا بردن هیجان بازی ایفا کرده اند و شما را غرق در بازی می کنند. علاوه بر موارد فوق افکت های صوتی به کار رفته در بازی در طول بسیاری از مراحل شما را پشت کامپیوتر و بازی Doom 3 میخکوب کرده و به اندازه کافی شما را به وحشت خواهند انداخت. صدای کاراکترها و شخصیت ها نیز با بهترین کیفیت ممکن صداگذاری شده و کوچکترین نقصی در آن دیده نمی شود.

اکنون به بررسی موفقترین و بی نظیرترین بخش بازی یعنی گرافیک Doom 3 می رسیم. همانطور که در طول نقد و بررسی اشاره کردم طراحی شخصیت های بازی به ویژه دشمنان شما به شکل بی نظیری انجام گرفته است. به قدری طراحی شخصیت ها طبیعی می باشد که بارها بارها در طول بازی از جای خود پریده و به صورت وحشت زده به انجام بازی ادامه خواهید داد. طراحی اسلحه های بازی به شکل بی نظیری صورت گرفته است و همه چیز در گرافیک بازی بیان گر قدرت طبیعی گرایی Doom 3 می باشد. از جعبه های موجود در بازی گرفته تا موجودات و دشمنانی که در طول بازی با آنها مواجه می شوید ، همه و همه صاحب بالاترین جزییات و بهترین گرافیک ممکن می باشند.

در مجموع بازی Doom 3 همانطور که انتظار می رفت یک بازی بی نظیر و یادآور خاطرات گذشته نسخه های قبل خود بود و به عقیده من یکی از بهترین بازی های اکشن روانه شده به بازار در طول امسال بود. البته باید بگویم سبکی که Doom 3 دارد به طور قطع مورد پسند خیلی از افراد قرار نخواهد گرفت ولی برای طرفداران سبک اکشن بهترین گزینه خواهد بود. در پایان باید به این نکته بسیار مهم در مورد Doom 3 اشاره کنم و آن این است که شما نباید انتظار تحول و نوآوری خاصی را در روند این بازی داشته باشید بلکه Doom 3 ارایه ای مدرن از همان بازی کلاسیک سالیان گذشته می باشد. زیرا هیچگاه سازندگان بازی نمی توانستند تغییراتی که باعث منحرف شدن مسیر اصلی این بازی شود در آن ایجاد کنند و خیلی ها را از آنچه که در خاطر خود داشتند دلسرد کنند.فراموش نکنید که Doom چیزی بیشتر از یک Doom نیست.

نقد بازی Prince of Persia 3 the Two Thrones

نام بازی:Prince of Persia 3 The Two Thrones
سبک:Action/Adventure
تاریخ پخش:2005
شرکت سازنده:UBISOFT
نویسنده:amigames


نسخه جدید از سری نسخه های زیبای بازی شاهزاده ایرانی که می توان را مخلوطی از دو داستان نسخه های قبلی یعنی Warrior within و Sands of Time دانست(سه نسخه مربوط به داستان قدرت زمان هستند) که در این نسخه تقریبا تمام شخصیت های مهم دو نسخه قبل را مشاهده می کنید.

معرفی شخصیت ها:


شاهزاده(Prince):
شاهزاده ایران که در جریان تصرف ساعت و چاقوی زمان به همراه پدرش سرنوشتش تغییر کرد.او توسط وزیر بخاطر جاقوی زمان تحت تعقیب بود اما به کمک فرح وزیر را نابود کرد.اما وی با آزاد نمودن قدرت زمان به حیله وزیر باعث شده بود که داهاکا غول زمان(نگهابان فنا ناپذیر زمان) به دنبال او بیفتد و برای او نابودی او اقدام کند.سرانجام شاهزاده داهاکا را نیر به کمک کایلینا ملکه زمان نابود می کند و به شهر خود بابل باز می گردد.
شخصیت شاهزاده:فردی که مورد آزمایش سرنوشت قرار گرفت و در طی این آزمایش شخصیت خود را تکمیل نمود و چیز هایی مثل قربانی کردن افتخار و و فداکاری را آموخت
هدف شاهزاده:نجات خود و شهر و مردمش از دست شیاطین.

نفس شیطانی شاهزاده(DarkPrince):
نقس تاریک زمان که به وسیله قدرت ماسه های زمان رشد یافت و خود را در درون روح شاهزاده جای داد و هر لحظه قوی تر می شد اما سر انجام شاهزاده با آن به مبارزه پرداخت ...
شخصیت نفس تاریک شاهزاده:زیرک و مرموز
هدف نفس تاریک شاهزاده:گرفتن قدرت شاهزاده و شهر بابل.

کایلینا(Kaileena):
ملکه زمان که در جزره زمان سکونت داشت و به همراه شاهزاده به شهر بابل آمد تا سرنوشت خود را مانند شاهزاده تغییر دهد.او سر انجام تسوط وزیر کشته شد اما در انتها متوجه شد که قدرت زمان در روح او گنجایش دارد و در قالب جسم نمی توانسته از همه قدرت زمان استفاده کند و حال قدرتش کامل شده است.او در طول داستان به عنوان شرح دهنده داستان نیز می باشد.

فرح(Farah):
فرح که خود نیز یک شاهزاده بود توسط شاهزاده در نسخه اول نجات داده شد اما به علت برگردانده شدن زمان توسط شاهزاده خود فرح هیچ چیزی از این موضوع به یاد ندارد و تنها ملاقات خود را در انتهای نسخه اول با شاهزاده به یاد دارد.
حال 7 سال از آن ماجرا می گذرد و فرح به ایران آمده تا به شاهزاده کمک کند و در او را در مبارزه با شیاطین یاری کند.
شخصیت فرح:قدرت مند و سریع.شخصیت او نسبت به نسخه اول بسیار تغییر کرده است.
هدف فرح:او قصد انتقام گرفتن از شیاطین را دارد که او را به این جا کشانده اند اما نفس او فرح را وادار می کند تا ابتدا به کمک مردم و شاهزاده برود.

پیرمرد پیش گو(The old man):
فردی که از شاهزاده را از کودکی می شناخت و او را همانند فرزندش دوست داشت و تمام مدت نگران شاهزاده بود و در ابتدای نسخه دوم هم به او از سرنوشتش هشدار داد ولی در نسخه سوم به کمک وی آمد تا سرنوشت شاهزاده را عوض کند.(شاید سرنوشت شاهزاده تا حدودی در نسخه دوم عوض شده بود اما هنوز نتوانسته بود به سرنوشتی که در ذهنش بود برسد)

سربازان دشمن شاهزاده در این نسخه:
Sand Guard

Sand Archer

Sand Hound

Reptus

Chameleon

Enchantress

Illusion

Klompa

و ...

داستان بازی:
شاهزاده به همراه کایلینا ملکه زمان به شهر بابل وطن خود باز می گردد.شاهزاده سرنوشت خود را تغییر داد و موفق شد تا داهاکا را نابود کند.عده ای بر این باور بودند که شاهزاده مدال زمان را از دست داده و تنها و بدون ملکه زمان به شهر خود بازگشته است.اما این چنین نبود.شاهزاده با استفاده از نقاب خشم(Mask of wrath) به کمک کایلینا رفت و با شکست دادن داهاکا به وسیله شمشیر آبی به شهر خود بازگشت.
او در داخل مدال حرف هایی را که از پیرمرد غیب گو شنیده است را به یاد می آورد و تصویر آن را می بیند و روز های پر از رنج و خاطره را به یاد می آورد و برای رهایی از آن ها مدال را به اعماق اقیانوس پرتاب می کند.
آن ها به شهر می رسند و شهر را در آتش و خون می بینند.ناگهان کشتی توسط آتش ویران می شود و شاهزاده و کایلینا به درون آب پرتاب می شوند.آن دو خود را به چزیره می رسانند.اما کایلینا اسیر دست شیاطینی که شهر را تصرف کرده بودند می شود.شاهزاده برای نجات کایلینا دست به کار می شود.اما زمانی می رسد که شیاطین قصد کشتن کایلینا را دارند.اما سر دسته آن ها فردی بود که همه این مشکلات را برای شاهزاده فراهم کرده بود.یعنی وزیر(در نسخه اول بازی).شاهزاده توسط محافطان وزیر توسط یک زنجیر متوقف می شود.وزیر چاقوی زمان را در می آورد و کایلینا را می کشد.با آزاد شدن روح کایلینا قدرت زمان ناگهان شروع به کار می کند و همه موجودات افراد را نابود می کند و وزیر به وسیله جادو به هدف اصلی خود یعنی قدرت زیاد می رسد.شاهزاده هم چاقو زمان را بر می دارد و از آن جا خارج می شود.حال برای شاهزاده دیگر هیچ چیز نمانده است.شهر در آتش است و کایلینا هم کشته شده و شاهزاده خود را تنها در میان شیاطینی که خود او با اشتاه خودش به وجود آورده است می بیند و ناراحت و پشیمان از آنکه چرا در آن روز به حرف وزیر گوش کرد و قدرت زمان را آزاد نمود به دنبال انتقام می رود و تصمیم می گیرد که وزیر را نابود کند و شهر و مردم خود را نجات بدهد.اما در این راه او اسیر نفس شیطانی خودش می شود.تمام اوقات نفس شیطانی او شاهزاده را وسوسه به ترک سرزمین و هم پیمان شدن با دشمن می کند.اما شاهزاده گوش فرا نمی دهد و تسلیم نمی شود و به کمک فرح مردم شهر را نجات می دهد.سر انجام نیز او به کمک مردم و پیرمرد پیش گو که او را از کودکی می شناخت وزیر را نابود می کند و قدرت کایلینا را به او بر می گرداند و کایلینا هم او را از طلسمی که نفس شیطانی او برای تصرف وجود شاهزاده به کار برده بود نجات می دهد و در انتها هم شاهزاده با انجام نبرد با نفس شیطانی خویش سرنوشت خود را عوض می کند و خودش و شهر بابل را برای همیشه از دست شیاطین زمان نجات می دهد.

گرافیک بازی:
موتور گرافیکی بازی تا حدودی بر گرفته از نسخه دوم است که از قدرت های گرافیک نسخه یک نیز در آن استفاده شده است.مناظر طبیعی بسیار زیبا طراحی شده اند و مناسب با داستان کلی بازی می باشند.همچنین بر روی سایه های اجسام و ... نیز در بازی بسیار توجه شده است که این توجه را در CPU های 64 bit به خوبی مشاهده می کنید.
فیلم های کوتاه و Demo های بازی هم تا حدودی شبیه به نسخه ودم می باشد و بسیار زیبا و طبیعی هستند که این قدرت گرافیکی در demo آخر بازی به خوبی نشان داده شده است.

صدا گذاری:
موسیقی بازی با محیط و زمان بازی هم خوانی بی نظری دارد و بازیکن را به خود جلب می کند.موسیقی به هنگام نبرد ها و موسیقی Demo ها و ...
صدای شخصیت ها هم بیشتر همان صدا های قبلی می باشد و از صداهایی که در هر دو نسخه قبلی بود نیز استفاده شده است.صدا ها هم برای شخصیت ها مناسب است.به طور مثال صدای Kaileena در این نسخه که همان صدای Athena در بازی God of War می باشد.

امکانات بازی:
امکانات شاهزاده نسبت به قبل زیاد تر شده است.
او در یک دست خود چاقوی زمان و در دست دیگر شمشیر در دست دارد.
لباس او نیز با نسخه های قبل تفاوت کرده است که در ابتدای بازی مشاهده می کنید.
شاهزاده قدرت های قبلی خود مانند کنترل زمان و ... را دارد.
هم اکنون شاهزاده امکان بالا رفتن و پایین آمدن از دیوارهای به هم چسبیده و به با فاصله کم را با کمک دست ها و پاهایش دارد.(در نسخه های قبل به کمک پریدن این کار ممکن بود)
قدرت دیگر شاهزاده که از آن خیلی استفاده می شود Speed kill می باشد که دشمن را با سرعت نابود می کند که در بازی بسیار استفاده می شود(همانند عولی که شاهزاده باید با آن مبارزه کند)
شاهزاده برای بالا رفتن از دیوار و ... امکان استفاده از وسایلی مانند شمشیر را نیز دارد و می تواند به وسیله شمشیر به مکان هایی سخت بر روی دیوار برود.
همچنین تکنیک های او نیز اضافه شده است.به طور مثال یار شما می تواند در یک لحظه هنگامی که از روی دیوار می پرد بر روی حریف فن اجرا کند و او را نابود کند.
همچنین قدرت Dark Prince هم در این نسخه قابل توجه است که با استفاده از زنجیر می تواند بر روی دیوار ها راه برود و ...(همان زنجیری که شاهزاده به وسیله آن در هنگام نجات دادن کایلینا متوقف شد و با طلسمی شیطانی همانند عضوی از بدن او شد تا آن که روح کایلینا آن زنجیر را از بدن شاهزاده جدا نمود)
یکی دیگر از امکانات جدید بازی استفاده از درشکه می باشد که شاهزاده در طول بازی از آن استفاده می کند.شما می توانید با وسیله درشکه مسافت های طولانی پر از دشمن را طی کنید و درشکه های دشمن را نابود کنید و ...


امکانات داخل بازی هم نظیر دیدن فیلم های کوتاه بازی و ... با پایان بازی آزاد می شود.
همچنین در طی بازی می توانید برای آزاد شدن جوایز به دنبال Sand Credit و Life Upgrade بروید.

Kill Switch  

Kill Switch

به احتمال زياد هرگاه نام كمپاني Namco به ميان مي آيد به ذهن اكثر شما بازي Tekken خطور ميكند زيرا نام اين كمپاني با بازي Tekken پيوند خورده است و شايد علت اصلي موفقيت Namco هم پرطرفدار بودن بازي Tekken است كه به زودي نسخه پنجم آن نيز روانه بازار ميشود به هرجهت ما در Kill.Switch شاهد تحول اين كمپاني هستيم و Kill.Switch را درسبكي ميبينيم كه پيش از اين Namco در آن تجربه و ارايه اي نداشته است.وقتي شروع به انجام بازي كردم متوجه شباهت زيادي كه بين Kill.Switch و بازي Freedom Fighters وجود داشت شدم و به طور كلي از محيط اطراف گرفته تا طرز انجام بازي شباهت بسيار زيادي وجود داشت البته موارد و ويژگيهايي هم هست كه اين دو بازي را از هم جدا ميكند.قبل از اينكه به ويژگيهاي مهم Kill.Switch اشاره كنم ابتدا در مورد داستان آن اطلاعاتي در اختيارتان قرار مي دهم. ما در اين بازي يك سرباز با ويژگيهاي بسيار بالا كه سالها آموزشهاي مختلف جنگي را ديده است كنترل مي كنيم و وظيفه داريم تا شبكه هاي تروريستي را كه در كشورهاي مختلف شكل گرفته است نابود كنيم و در نتيجه در مكانهاي مختلفي از قبيل درياي خزر ، كره شمالي و خاورميانه مأموريت هاي متنوع و مختلفي را بر عهده داريم ، هرچند بازي موضوع چندان جذابي را دنبال نميكند اما زيبايي هاي ديگري كه در بازي به چشم مي خورد باعث بالا بردن ارزش هاي بازي ميشود. در همان شروع بازي شما در بخش آموزشي قرار ميگيريد كه در اين قسمت در ارتباط با سلاحهاي موجود در بازي و همچنين حركاتي كه در طول مراحل مي توانيد انجام دهيد اطلاعاتي كسب ميكنيد يكي از اين حركتها كه در بازي خود را به صورت يك ويژگي منحصر به فرد به نمايش در مي آورد اين است كه قهرمان ما ميتواند خود را در پشت ديوار مخفي كرده و بدون آنكه دشمن را ببيند محل دقيق او را تشخيص داده و به سمت او نشانه ميرود و شما با استفاده از اين ويژگي به راحتي دشمن خود را كه در پشت ديوار و يا در مخفي شده است از پاي در آورده و او را سخت غافلگير مي كنيد البته فراموش نكنيد كه همين موارد در مورد شما هم صدق خواهد كرد و گاهي با تيري كه نميدانيد از كدام سمت شليك شده است مواجه مي شويد و به همين خاطر در بازي بايد با دقت پيش برويد تا مورد اصابت گلوله دشمنانتان قرار نگيريد.
با توجه به اينكه Kill.Switch يك بازي سراسر اكشن است از منطق كشتن هركسي كه به جلوي شما مي آيد بايد استفاده كنيد و در واقع هيچ چيزي كه شما را در اين بازي به فكر وادارد وجود نخواهد داشت و به همين دليل شما بدون استفاده از استراتژي خاص و يا مخفي شدن ميتوانيد حركت كنيد و در واقع كشتن بيشتر دشمنان همان چيزي است كه مأموريت از شما مي خواهد و موظف به انجام آن هستيد تا مرحله به پايان برسد البته به پايان رساندن مرحله نيز بستگي به مأموريت شما دارد به عنوان مثال در يك مرحله بايد همه دشمنان را از پاي در آورده و پيش برويد ولي در مرحله ديگري با كارگذاري بمب در مكان مورد نظر مأموريت خود را به انجام ميرسانيد . يكي ديگر از نكاتي كه در بازي به چشم مي خورد مدت زمان به پايان رسيدن بازي است كه بسيار كم است و شما مي توانيد Kill.Switch را در كمتر از شش و يا هفت ساعت به پايان برسانيد !در مورد مأموريت هاي بازي بهتر است به اين نكته نيز اشاره كنم كه قبل از شروع مرحله طي دمويي كه پخش ميشود اطلاعات كاملي از محلي كه در آن حضور داريد و همچنين نحوه عملكرد مأموريت شما در آن مرحله داده مي شود كه در به پايان رساندن آن مرحله كمك بسزايي به شما مي كند.

يكي ديگر از معايبي كه موجب انتقاد بسيار از بازي شد ، نبود بخش MultiPlayer در بازي بود در حالي كه امروزه يكي از عمده ترين طرفداران بازيهاي كامپيوتري را دوستداران بخش MultiPlayer تشكيل مي دهند كمتر بازيي ساخته مي شود كه ويژگي انجام بازي به صورت آنلاين و تحت شبكه هاي محلي و اينترنت را دارا نباشد ، اما به هرجهت Kill.Switch از نظر طرز بازي و هيجاني كه در خود دارد مورد پسند خيلي ها قرار گرفته است هرچند كه Kill.Switch شباهت بسيار زيادي با Freedom Fighters دارد اما بايد اعتراف كرد كه FF از هر نظرر چند قدم جلوتر قرار دارد ولي اين مسأله چيزي از زيبايي هاي Kill.Switch را كم نميكند.در مورد اسلحه هاي بازي بايد بگويم كه مثل اكثر بازيهاي ديگر سلاحهايي از قبيل Ak 47 ، Sniper و M4 به چشم مي خورد ، البته شما در حين انجام بازي تعداد محدودي سلاح ميتوانيد با خود حمل كنيد كه همين مسأله باعث دقت شما در انتخاب سلاح در هر مرحله است به عنوان مثال در مكانهاي باز و با توجه به اينكه امكان شليك تير از هر طرف از سوي دشمن وجود دارد بايد از Sniper استفاده كنيد ولي درمكانهاي بسته و محدود Shotgun مورد نياز است.
از مهمترين نواقص ديگر بازي بايد به هوش مصنوعي كامپيوتر كه در سطح چندان خوبي قرار ندارد اشاره كرد به عنوان مثال در هنگامي كه شما در مقابل چشمان دشمن هستيد با تأخير زيادي شروع به شليك ميكنند كه بسيار تعجب برانگيز است !
هيجان حاكم بر بازي با وجود نواقصي كه در سطوح مختلف دارد اما در سطح قابل قبولي ميباشد و لذت انجام بازي را دوچندان ميكند. كنترل هاي بازي نيز بسيار آسان و راحت است و به طور قطع هيچگونه مشكلي با اين بخش نخواهيد داشت زيرا كار خاصي جز شليك كردن و كشتن دشمن و در نهايت به پايان رساندن مرحله نداريد.
در مورد صدا و موزيكهاي بازي به طور كلي بايد بگويم كه نه خوب است و نه بد است بلكه در سطحي كاملا متوسط قرار دارد و متأسفانه با وجود آنكه صداي بازي و محيط به خوبي ايجاد شده اند اما موزيكهاي باز به هيچ وجه با بازي همخواني ندارند و در سطح بسيار ضعيفي قرار دارند.
گرافيك بازي همانند خيلي از بخشهاي ديگر بازي در سطحي متوسط است . محيط اطراف به خوبي طراحي شده است اما متأسفانه در طراحي كاراكترها مشكلات بسيار اساسي و غير طبيعي به چشم مي خورد كه بازي را از آن حالت زيباي خود خارج ميكند ولي در مجموع و همانطور كه ذكر كردم در سطح كاملا متوسطي قرار گرفته است.
در مجموع و در پايان من بازي Kill.Switch را با وجود نواقصي كه دارد به دوستداران سبك اكشن سوم شخص ((TPS توصيه ميكنم.

far cry2

Far Cry 2


سه سال پيش بود که استوديوي آلماني کرايتک، يکي از پر سر و صداترين بازي هاي سال 2004 را براي PC ساخت. ناشر اين بازي شرکت نام آشناي يوبي سافت بود که تنها ظرف چهار ماه 730 هزار نسخه از اين بازي فروخت و سود خوبي به جيب هايش فرستاد. اکنون استوديوي مونترئال يوبي سافت امتياز ساخت سري فارکراي را در اختيار دارد و در حال ساخت دومين نسخه از اين بازيست. داستان و شخصيت هاي فارکراي 2 با شماره قبلي کاملا متفاوت هستند. اين بار بازي در جنگل ها و صحراهاي آفريقا جريان دارد و شخصيت اصلي داستان ماموريت دارد تا مردي ديوانه را براي فرونشاندن جنگ ميان دو گروه اصلي داخل بازي به قتل برساند. در اين مسير بازي کننده آزاد است که چگونه بازي را پيش ببرد و با تصميماتي که مي گيرد داستان نيز تغيير مي کند. قبل از شروع بازي مي توانيد يکي از کاراکترهاي مشخص شده را انتخاب کنيد و در طول انجام بازي با ديگر شخصيت ها در ارتباط باشيد. به عنوان مثال مي توانيد با آنها دوست شويد ، با هم در مرحله اي شرکت و اسلحه هاي خود را با يکديگر عوض کنيد. هم چنين آن ها مي توانند در طول مبارزات به شما کمک کنند ، شخصيت شما را درمان کنند و اگر در شرايط سختي قرار گرفته باشيد به شما پوشش بدهند.

Far Cry 2


يوبي سافت از دو سال قبل ساخت موتور پايه اختصاصي خود را براي فارکراي 2 آغاز کرده است. نام اين موتور پايه "Dunia" است که در زبان هايي مثل سواهيلي و فارسي معناي "جهان" يا همان "دنيا" را مي‌دهد. از ويژگي‌هاي آن توانايي رندر کردن 50 در 50 کيلومتر مربع از محيط بدون هيچ گونه بارگذاري در ميانه بازي ، قابليت پشتيباني کامل از ديرکت ايکس 9 و 10 ، نورپردازي HDR ، جابه‌جايي هم‌زمان شب و روز ، نورپردازي پوياي تمامي اشياي بازي و محيط کاملا تخريب پذير را مي توان نام برد.

Far Cry 2

تمامي اشياي بازي با يکديگر ارتباط دارند. با شليک به درختان ، شاخ و برگ آن ها شکسته مي‌شود و بر زمين مي‌افتد. هم‌چنين ساختمان‌ها و وسايل نقليه قابليت تخريب پذيري دارند. حيوانات موجود در بازي قادر هستند از برگ درختان تغذيه کنند. مي توانيد درختان و ديگر اشياي قابل احتراق بازي را بسوزانيد. شخصيت داستان در شرايط مختلف، عکس العمل‌هاي متفاوتي از خود نشان مي‌دهد. به عنوان مثال در صورتي که چيزي مثل تکه اي چوب وارد بدن او شود با استفاده از چاقو و ديگر وسايلي که در اختيار دارد آن را از بدن خود خارج مي‌کند.

در فارکراي 2 وسايل نقليه شامل قايق ، کاميون ، وانت و ماشين‌هاي مختلفي هم وجود خواهند داشت که کاربرد بسياري براي جابه‌جايي ميان مسافت‌هاي طولاني بازي دارند. حدود 30 اسلحه مختلف در بازي وجود دارد که پس از مدتي استفاده خراب مي‌شوند. اثر فيزيک اطراف روي تيراندازي شما قابل احساس است. برخي مواقع زماني که از فواصل دور شليک کنيد به علت وزش باد شديد مسير گلوله تغيير کرده و به هدف برخورد نمي‌کند.

Far Cry 2


نسخه ي Pre-Alpha فارکراي 2 تاکنون در چندين کشور مختلف نمايش داده شده که در اين نسخه هوش مصنوعي دشمنان بسيار ضعيف به نظر مي‌رسيد و بازي افت فريم شديدي داشت. اميدواريم تا زمان عرضه و در نسخه نهايي اين مشکلات برطرف شوند.

the evil may cry

قصد ما از نوشتن این مطلب یک بررسی کوچک و البته مقایسه ای بین دو نسخه ی PS2 و PC بازی Devil May Cry 3 می باشد، ناگفته نماند که این نسخه ی PC بازی که در بازار موجود است به احتمال فراوان نسخه ی نهایی بازی نمی باشد اما به نظر نمی رسد که نسخه ی نهایی بازی تفاوت چندانی را با این نسخه ی موجود داشته باشد. لازم به ذکر می دانیم که قسمت هایی از این مطلب شامل بررسی بازی بدون در نظر گرفتن پلتفورم نیز می شود. در ابتدا به بررسی تاریخچه ی بازی می پردازیم:

زمانی که Capcom قرارداد Capcom Five را با Nintendo امضا کرد در بین گروه عظیمی از گیمرها (PS2 و PC بازان) عزای عمومی اعلام شد چرا که قرار بر این شد که نسخه های جدید محبوب ترین بازی Capcom یعنی Resident Evil بر روی کنسول Nintendo عرضه شوند. مدتی بعد Capcom برای جبران نبود سری RE بر روی PS2 دو سری بازی عرضه کرد. این دو سری بازی DMC و Onimusha بودند و با وجود اینکه به محبوبیت RE دست نیافتند اما باز طرفداران زیادی را جذب خود کردند. سری Onimusha محبوبیت زیادی را در غرب کسب نکرد و دلیل آن هم محیط و داستان بازی بود که در ژاپن فئودال اتفاق می افتاد اما وضع برای DMC جور دیگری بود؛ DMC1 زاده ی پروژه ی نا تمام RE4 بود چون آن پروژه ی RE4 تفاوت فراوانی با RE های سابق داشت بطور مثال شخصیت ها و مکانیسم گیم پلی کاملا متفاوت با چیزی بود که نام RE را روی آن می گذاشتند و دلیل آن هم تغییر کارگردان بازی از Shinji Mikami به Hideki Kamiya بود. پروژه ای که شکست خورده به نظر می رسید با پی گیری Kamiya ادامه پیدا کرد و در اولین سالهای عرضه ی PS2 تبدیل به یکی از پرطرفدارترین بازی های این کنسول شد، در بازی همانند RE بیش از یک شخصیت قابل بازی وجود داشت تا گوشزد کند که بازی از خاکستر یک پروژه ی ناتمام RE برخواسته است. دلایل زیادی را برای موفقیت آن برشمرده اند اما به اعتقاد ما گیم پلی سریع آن دلیل اصلی موفقیت آن بود، اما گرافیک بالا و همچنین داستانی پر از اشاره به اعتقاد افسانه های ملل مختلف (مخصوصا الهام گیری از کتاب کمدی الهی اثر دانته) و از همه مهمتر نقش اول پرطرفدار آن که در چند بازی دیگر غیر از DMC حضور داشته است، باعث موفقیت چشم گیر آن شد که به جرات می توان گفت این بازی در حال حاضر یک میلیون طرفدار Hardcore دارد. بدلیل درگیری استودیوی شماره ی 4 کپکام به ساخت پروژه های Capcom Five ساخت نسخه ی دوم بازی به استودیوی شماره ی 1 کپکام واگذار شد و بازی چیزی فراتر از افتضاح از آب در آمد. تقریبا تمام نکاتی که باعث جذابیت نسخه ی اول شده اند بودند در این شماره وجود نداشتند. بازی بیشتر در محیط های مدرن اتفاق می افتاد و در مجموع به یک بازی Beat’em Up تبدیل شده بود بر خلاف نسخه ی اول دیگر خبری از قسمت های معمایی، تیکه پرانی های دانته و ... نبود و بازی بطور کلی دارای حالاتی دل آزار و تیره شده بود. نسخه ی دوم در قالب 2 دیسک عرضه شده بود و دارای سه شخصیت قابل بازی بود. بدلیل فروش بالای نسخه ی دوم که تقریبا به همان اندازه ی نسخه ی اول فروخت کپکام فرصت دیگری به سازنده های نسخه ی دوم داد تا نسخه ی سوم بازی را هم خودشان بسازند ولی اینبار انتظار یک بازی عالی را از آن گروه داشت.

 

نسخه ی سوم بازی در سال 2004 به بازار عرضه شد و دوباره آب رفته را به جوی بازگرداند، بازی در محیط هایی همانند نسخه ی اول که همه بخش هایی از برج شیطان (Temen-Ni-Gru) بودند اتفاق می افتاد. داستان اینبار ماجراهای دانته را قبل از قسمت اول روایت می کرد، دانته اینبار جوان تر و با مزه تر شده بود. داستان بازی به زیباترین شکل رابطه ی بین دو برادر را روایت می کرد و یکی از زیباترین داستان هایی بود که در قالب یک بازی Crazy-Action روایت شده است. در سال 2005 نسخه ای از بازی با نام DMC3: Special Edition به عنوان یک Greatest Hits عرضه شد که در آن علاوه بر دانته برادر او Virgil هم قابل بازی بود که البته از لحاظ مراحل تفاوتی با دانته نداشت ولی Intro ی بازی با Virgil و سبک مبارزه و اسلحه های او با دانته تفاوت داشت.
داستان بازی برای یک بازی در سبک Crazy-Action چیزی فراتر از عالیست. معمولا بازی های این سبک از یک گیم پلی سریع برخوردارند و داستان آن ها هم در مورد شیطان یا فردی شیطان صفت است که قصد تسخیر زمین را دارد و تعداد دیالوگ های رد و بدل شده در این گونه بازی ها به زور به 40 جمله می رسد اما اینبار در DMC3 با داستانی روبرو هستیم که دیالوگ های آن بسیار عالی نوشته شده اند به خصوص دیالوگ های کمیک آن که به خارج شدن بازی از حالتی تاریک با وجود موضوع آن به مقدار زیادی کمک کرده است.

 

داستان از جایی شروع می شود که دانته در اولین روز تاسیس مغازه اش (که هنوز نامی ندارد) توسط فرستاده ی برادرش (Arkham) برای نبرد در برج شیطان دعوت می شود و زمانی که Arkham فرار می کند دانته مورد حمله شیاطین قرار می گیرد و در اثر مبارزه درون ساختمان، ساختمان تبدیل به ویرانه ای می شود و از این به بعد دانته به برج شیطان می رود و ماجرای اصلی شروع می شود. در Introی بخش ویرجیل با این ماجرا روبرو می شویم که ویرجیل برای بدست آوردن قدرت های پدرشان (که شیطان کاملی با نام Sparda بود بر خلاف دو برادر که نیمه انسان و نیمه شیطان هستند) در کتابخانه ای بدنبال راه باز کردن دروازه ی دنیای شیاطین به دنیای انسان هاست که آرخام به نزد او می آید و به او می گوید که می تواند به او کمک کند و از اینجا به بعد است که دو برادر در مقابل هم می ایستند چون برای بازکردن دروازه دنیای شیاطین نیاز به هر دو نیمه طلسم هایی است که مادر دو برادر به آن دو داده و هر کدام یک نیمه را دارند ولی ویرجیل نیاز به هردو نیمه دارد. زیبایی داستان در جایی است که تقریبا تمام شخصیت به اندازه دیگری در روایت داستان سهیم هستند و البته این بدلیل کم بودن تعداد شخصیت هاست (در کل بازی شامل 4 شخصیت می شود) که باعث شده تمام شخصیت ها تاثیر گزاری واقعی را داشته باشند. نکته ی جالب دیگر بازی اینست که تعدادی از Boss های بازی کسانی هستند که توسط پدر دانته (Sparda) در برج شیطان گرفتار شده بودند اما حالا با بالا آمدن برج شیطان از زیر زمین این افراد هم قدرت نمایی می کنند و البته بعد از شکست خوردن از شما تبدیل به اسلحه هایی می شوند که این اسلحه ها به شما در ادامه دادن بازی کمک می کند. شخصیت پردازی بازی هم در رتبه ی بالای قرار دارد و شخصیت های بازی یکی از دیگری جالبتر هستند مثلا رئیس های اصلی بازی همه بدلیل مبارزه با پدر دانته او را می شناسند و حرف هایی از مبارزه شان با Sparda می زنند یا مثلا برادر های دو قلو یعنی Agni و Rudra که بعد از شکست تبدیل به اسلحه های شما می شوند در حقیقت دو کله بر روی دو شمشیر هستند و اسلحه های متکلم شما هستند. (البته دانته آنها را ساکت می کند) شخصیت جالب دیگر بازی هم شخصیت دلقک است که چندین بار با او مبارزه می کنیم و همیشه با جمله ی "به جهنم خوش آمدید" از شما پذیرایی می کند، از همه جالبتر زمانی است که ماهیت اصلی شخصیت او رو می شود.

 

گرافیک بازی حتی برای سال 2004 (اولین تاریخ عرضه ی بازی) هم ضعیف بود. کوچکترین توجهی به جزییات بازی در این بخش نشده است. محیط های بازی انعطاف پذیری زیادی ندارند و مقدار جزییات به کار رفته در آنها کم است اما بدلیل گسترده بودن محیط های بازی این عیب قابل چشم پوشی است زیرا این بازی با وجودیکه فقط در یک محیط اصلی (برج شیطان) اتفاق می افتد اما محیط های بازی از لحاظ شکل با هم تفاوت بسیار زیادی دارند. دیگر مشخصه ی عالی این قسمت متحرک سازی شخصیت هاست که بسیار عالی انجام شده است و همه این کیفیت مدیون تکنیک Motion Capture است. اشکالات بخش گرافیک بازی زمانی خود را نمایان می کند که دوربین نمای نزدیک چهره ی شخصیت ها و دشمنان را نشان می دهد. در بین تمام چهره های موجود شاید دانته بهترین طراحی را داشته باشد و افتضاح ترین چهره را Lady Marry)) داشته باشد چرا در چهره ی او تقریبا هر گونه اشکال گرافیکی که تصور آن را می توان کرد وجود دارد. در مورد دشمنان بازی هم تقریبا چیزی به نام انعطاف در کل اندامشان دیده نمی شود انگار طوری طراحی شده اند که مجموعه ای از اعضای بدنی هستند که سازنده ها در طول طراحی گرافیک بازی این اعضای بدن را اضافه آورده اند. اشکال بزرگ دیگری که به بازی وارد است فرو رفتن شمشیر دانته در کمر او در هنگام راه رفتن است که البته زمانی که از تیپ بی لباس دانته استفاده می کنیم بدتر هم می شود. بر روی بازی یک لایه ی درخشان کننده قرار داده شده تا همه چیز براقتر به نظر برسد و تا حدودی هم اشکلات گرافیک بازی را بپوشاند اما در خیلی از موارد همین لایه موجب می شود که میزان نور در صفحه ی بازی به شدت افزایش یابد و چشم را آزار دهد. نسخه ی PC در بخش گرافیک نمره ی بهتری می گیرد البته نه به خاطر اینکه گرافیک بازی تغییر کرده است بلکه بدلیل اینکه امکان تغییر Resolution در بازی وجود دارد، باعث می شود که تصویر کمی صافتر و نرم تر به نظر برسد شاید اگر سازندگان امکان تغییرات بیشتری را برای نسخه ی PC قائل شده بودند، گرافیک می توانست نمره ی بهتری بگیرد اما بازی یک پورت خیلی ساده از روی نسخه ی PS2 است که تلاش زیادی برای حتی شباهت دادن آن به بازی های PC هم نشده است.

 

بازی در بخش موسیقی فراتر از عالی است زمانی که مبارزات شروع می شوند یک قطعه موسیقی به سبک متال پخش می شود که حس قتل و کشتار را برای ادامه ی بقای خود به گیمر منتقل می کند اما زمانی که خبری از مبارزه نیست یک قطعه موسیقی آرام با ضرباهنگ نسبتا کند و کمی دلهره آمیز پخش می شود که تاکید می کند هر لحظه امکان هجوم دشمن وجود دارد. صدا گزاری بازی می توانست بهتر از این باشد اما بجز صدای شخصیت ویرجیل که به حد بسیاری زیادی ضعیف کار شده است تمام صداها قابل قبول است مثلا صدای Marry که راوی داستان هم محسوب می شود بسیار عالی بوده است. در مجموع در بخش صداگذاری بازی در رتبه ی عالی قرار دارد که با کمی دقت می توانست بهترین در نوع خودش هم باشد.


مهمترین بخش یک بازی Crazy-Action گیم پلی آن محسوب می شود که DMC3 در این بخش به بهترین شکل عمل کرده است. در بازی برای دانته در ابتدا 4 سبک مبارزه قرار داده شده که تا پایان بازی تبدیل به 6 تا می شوند، برای ویرجیل نیز یک سبک مبارزه قرار داده شده است که بسیار کم به نظر می رسد اما از همان 6 سبک مبارزه دانته هم معمولا گیمر ها یک یا دو تای آن ها را انتخاب می کنند چرا که کامل کردن کلاس هر کدام از سبک های بالای 12 مرحله زمان می برد. در بخش مبارزه بازی از لحاظ دیداری بسیار تکنیکی عمل کرده است و زیباترین حرکات را می توان دید که هر کسی را سر ذوق می آورند. کمبو های بازی دقیقا همان چیزی است که هر کسی دوست دارد ببیند و هرچه سرعت عمل شما بیشتر باشد زیباتر می شوند و سرعت بازی نیز بالاتر می رود. Style Bar هم در بازی کماکان موجود می باشد که هرچه سرعت اجرای کمبو ها توسط شما بالاتر باشد به رتبه های بالاتر می رسد که این رتبه ها در رتبه دهی پایان مراحل نقش مهمی دارد.

 
Boss Fight های بازی هم بسیار عالی هستند خیلی راحت می توان گفت که روی دست مبارزه با رئیس های بازی هنوز نیامده است. معما های بازی تقریبا چیزی به نام سختی ندارند اما نیاز به مدت کوتاهی صرف وقت برای حلشان دارند و بازی را از حالت کاملا بکش بکش خارج کرده اند. هوش مصنوعی بازی کاملا وابسته به درجه ی سختی بازی است مثلا روی درجه ی Easy شما کوچکترین مشکلی ندارید اما روی درجه ی Hell or Heaven به شدت با مشکل روبرو می شوید. از همه مهمتر درجه های سختی بازی هستند که با تمام کردن هر کدام علاوه بر یک پوشش جدید برای شخصیتی که بازی را با آن تمام کرده ایم یک درجه ی سختی جدید هم قابل بازی می شود، هرچه درجه سختی بالاتر می رود نیاز بیشتری به سرعت عمل احساس می شود چرا که هم هوش مصنوعی دشمنان و هم تعدادشان به شدت افزایش می یابد. اشکال بزرگ بازی که از همان نسخه ی اول همراه با بازی بوده است و بعنوان جزئی از بازی شده است دوربین بازی است که مانند سری سابق RE بازی دارای دوربین های ثابت است که به شدت آزار دهنده است به طوری که در برخی مواقع شما شخصیت بازی را نمی بینید! در رابطه با کنترل بازی نسخه ی PC بازی دارای اشکالات خیلی زیاد و آزار دهنده می باشد. شاید شما بعد از 6-7 مرحله تازه بتوانید خودتان را با جای دکمه ها تنظیم کنید تغییر دادن دکمه ها هم دردی را دوا نمی کند حتی به اعتقاد ما Mouse Support بودن بازی نمی توانست تاثیر زیادی را در راحت شدن کار بگذارد، البته استفاده از گیم پد کمی کار را راحتتر می کند اما ما خودمان استفاده از صفحه کلید را ترجیح می دهیم. در مجموع می توان گفت که بازی دارای یک گیم پلی بسیار قوی است چیزی که خیلی از بازی ها از آن محروم می باشند و در نسخه ی PC با کمی توجه بیشتر در کنترل می توانست ارتباط گیمر با بازی را بسیار آسانتر کند.

DMC3 تمام نا امیدی های به وجود آمده در اثر نسخه ی دوم را از بین برد و ادامه ی آن یعنی DMC3: SE هم برای پر کردن اوقات فراغت طرفداران بازی بسیار عالی بود. در پایان به تمام افرادی که اعصاب کافی برای سرعت بالای بازی را دارند و البته سرعت در گیم پلی بازی برایشان بسیار مهم است پیشنهاد می کنم این بازی را روی درجه های سختی بالا به انجام برسانند تا لذت صد چندانی را از بازی ببرند.

guitar hero4



همانطور که از قبل میدانید در Guitar Hero IV هم مانند بازی DRUM وجود دارد !
اما
در Rock Band درام ها 5 تیکه بودن ولی در Guitar Hero IV درام ها 6 تیکه هستند و این نشان دهنده سخت تر شدن بازی نسبت به Rock Band است و همچنین به خاطر 6 تیکه بودن , ما میتوانیم حس یک درامر واقعی را داشته باشیم و حالا یه چیز خفن در همین مورد :
درام ها در Guitar Hero IV به قدرت کوبیدن ما روی آن ها حساس هستند به این صورت که اگر آروم بکوبید صدای کمی میاد اما اگر محکم بکوبید در بازی هم صدای بلندی میاد !



یکی از چیزهایی که خیلی برای مردم جهان مهم شده اینه که در بازی ROCK BAND , کوبیدن روی درام ها صدای خیلی بلندی ایجاد میکرده و کارگردان بازی Guitar Hero IV گفته : "صدای درام های Rock Band مانند جهنم سروصدا میکردند و آدم رو دیوانه میکردن !!!!! بطوریکه هر کسی که در اتاق نشسته باشه , میگه خفه شو" !!!!!!!!!
در Guitar Hero IV صدای درام ها خیلی کمتر است و در خود درام ها اطلاعات سریع با آرام بودن آهنگ وجود دارد ( مانند درام های الکتریک حرفه ای واقعی ) بنابراین با زدن محکم یا نرم صدایی که میشنوید با هم فرق دارد ! ( این وژگی در Rock Band وجود ندارد )
طبق گزارشات و اعتراضاتی که مردم در مورد Rock Band داده اند ( شکستن درام ها ) , Activision اعلام کرد درام های Guitar Hero IV از جنسی ساخته می شود که هیچوقت این اتفاق نیفتد !

یه خبر توپ
در Guitar Hero IV یا همون Guitar Hero 4 علاوه بر Guitar میتوانید Drums , Bass هم بزنید و همچنین می توانید به جای خواننده , خودتان بخونید

حالا یه خبر توپ تر ( شکلک مواظب باشید سکته نکنید !!!!!!! )
در Guitar Hero IV می توانید با استفاده از درام و گیتار , خودتون آهنگ بسازید

کلام آخر :

Guitar Hero IV در نیمه چهارم 2008 برای Xbox 360, PS3, Wii , PS2 و PC خواهد آمد

Shellshock 2: Blood Trails

بازي Shellshock 2: Blood Trails خيلي وقت است كه معرفي شده است و اطلاعات جالبي از اون در سايت هاي مختلف پخش شده است اما با توجه به اينكه درBC حتي خبر تاييد شدنش هم گذاشته نشده سعي كردم تمام اطلاعات موجود از اين بازي جالب در اين تايپيك بذارم . اين اطلاعات از سايت هاي Game Spot و MCV گرفته شده است .

.................................................. ..

بازي Shellshock اولين بار در فبريه سال 2004 توسط Eidos معرفي شد و قرار شد بازي در سپتامبر همان سال عرضه شود . بازي توسط تيم نه چندان معروف Guerrilla ( در ان زمان البته ) ساخته ميشد و قرار بود يكي از متفاوت ترين بازي هاي شوتر واقعا در ويتنام باشد اما متاسفانه حاصل كار به يك بازي ضعيف تبديل شد هرچند وجود بعضي المت هاي جالب در بازي باعث شد Eidos از بازي نااميد نشود . بعد از مدتي Guerrilla كار خود را با Sony شروع كرد و امكان كار مجدد انها با Eidos و كار كردن بر روي يك بازي مولتي پلتفرم ديگر امكان پذير نبود .


 

.................................................. ..

در ماه نوامبر 2007 بود كه استوديو انگليسي Rebellion خبر از ساخت اولين بازي Next-Gen خود داد و Jason Kingsley ه CEO اين استوديو طي مصاحبه اي كه با سايت gamesindustry.biz داشت اعلام كرد اين بازي قسمت دوم بازي Shellshock : NAM 67 است كه با همكاري Eidos ساخته خواهد شد و اسم بازي Shellshock 2: Blood Trails خواهد بود و قرار است در سال 2008 عرضه شود .


 

.................................................. ..

ماه پيش بود كه اعلام شد بازي به خاطر خشونت فوق العاده زياد از جمله خون زياد در استراليا عرضه نخواد شد . در استراليا بر خلاف فيلم ها . بيشترين درجه اي كه به بازي ها داده ميشود MA15+ است . اين بدين معنا هست OFLC اگر يك سري چيز ها مثل خشونت زياد و.... در باز يببينه و فرض كنه بازي براي افراد 15 سال مناسب نيست بازي در اين كشور ممنوع خواد شد بلايي كه سر بازي هاي همچون Dark Sector . Blitz: The League, Eidos' Reservoir Dogs, Mark Ecko's Getting Up: Contents Under Pressure, BMX x#x*x, Manhunt, Grand Theft Auto III, Grand Theft Auto: San Andreas, Leisure Suit Larry: Magna Cum Laude, Postal, Postal 2, Narc و حتي شماره اول بازي ( Shellshock : NAM 67 ) امده بود

 
.................................................. ..

اما مسئله اين بود كه Shellshock 2: Blood Trails فقط خشن نبود بلكه اولين بازي بود كه در حين جنگ ويتنام اتفاق ميافتد و ترسناك هست !!!!!! طبق گفته سازندها اونها ميخواهند يك بازي ترسناك - روانشناسه رو بسازند و ترس زيادي رو در شما به هنگام مبارزه به وجود بياوردند . هر گلوله در بازي ارزش بسياري دارد و در هر منطقه يك ترس غير قابل وصف وجود دارد كه منتظر شما هست . دشمنان شما بسيار زيرك و همچنين گريزان از شما هستند و از هرچيزي كه ا در اختيار دارند به خوبي استفاده ميكنند . انها با وسيله مواد اتش زا هم به شما حمله ميكنند و همچنين تله ها زيادي در راه شما ميگذارند ( يكي از ايده هاي موفق در شماره اول تله گذاري هاي ريبا در بازي بود ) . اما يك نكته اي كه در بازي وجود دارد اين هست كه دشمنان شما فوق العاده وحشي . ديوانه و نفهم هستند و اماده هستند تا شما رو تكه تكه كنند !!!!داستان بازي در حين جنگ ويتنام اتفاق ميافتد در يك منطقه به نام Cambodia جايي كه يك ماده شيميايي عجيب در جنگل پخش شده و اثرات عجيب بر روي مردم ميگذارد . سبك بازي به صورت survival horror FPS هست . در طول بازي شما با دو گروه ميجنگيد : سربازان ويتنامي و همچنين سربازان الوده شده به مواد شيميايي .

 
جالبه كه بازي از BBFC هم درجه 18 گرفته است . جالبه كه در BBFC ( سازمان درجه بندي انگلستان ) اين بالاترين درجه هست و فقط يك درجه از اين بيشتر هست كه براي فيلم هاي ***P استفاده ميشود . و بين 8 درجه سني اين بازي درجه 7 دريافت كرده .

.................................................. ..

اما در مورد خشونت . در طول بازي زماني كه شما به دشمنان ( هر دو نوع ) تير بزنيد خون به همه جا ميپاشد و زماني كه انها رو head shot ميكنيد سر انها منفجر ميشود . و همچنين پاشيدن خون در توي دوربين و خشونت بسيار در Game Paly و cut scene ها . همچنين سربازان در حين مرگ و نزديك به مرگ خون زيادي از شون ترشح ميشه و همچنين زماني كه اعضايي از بدنشون قطع شده باشه ( نتيجه مييگريم با بازي مخلوط از Condemned و Soldier of Fortune روبرو هستيم ) همچنين بازي قبلا قرارا بود در تاريخ 30 سپتامبر 2008 عرضه شود اما در حال حاضر به 3 ماه اول سال 2009 موكول شده است . بازي براي X360.PC.PS3 عرضه ميشود .


.................................................. ..

موفق باشيد !!

batman

هفته ی قبل با خبر نسبتا جالب ساخت نسخه ی جدید و مستقلی از سری batman پایان یافت. بازی که بر اساس فیلم پرفروش تاریخ dark knight ساخته خواهد شد و داستان کمی بعد از آن را در بر می گیرد.

در 12 آگوست در وبسایت رسمی game informer ساخت نسخه ی بازی بعدی بتمن و عرضه ی آن توسط ناشری به غیر از ea تایید شد. همچنین در نسخه ی سپتامبر از مجله ی minneosta-based اطلاعاتی که در مورد این بازی داده شد نام بازی را آشکار ساخت و ناشر رسمی را eidos interactive(سازنده ی سری هیتمن ، tomb raider و kane and lynch) اعلام کرد و در کنار این ها در مورد داستان بازی که بر اساس کمیک ها ی DC ساخته می شود توضیح مختصری داد. بازی الهام کمی نیز از فیلم شوالیه تاریکی خواهد گرفت ، علاوه بر بتمن ، جوکر و لشکر دیگری از شخصیت های منفی که در تیمارستان حضور دارند نیز در بازی خواهند بود. داستان بازی هم که به صورت ورق های کمیک روایت می شود به رمان فرانک میلر “the dark knight returns” بسیار شبیه است.

بر اساس آنچه در game informer آمد batman:Arkham Asylum در محیطی ترسناک و خاموش تفاق می افتد که تا حدی bioshock را به یاد شما می آورد ، داستان بازی توسط پاول دینی تهیه کننده ی سری برنامه ی تلویزیونی batman:the animated series کمی تغییر کرده است تا شای دجذاب تر جلوه کند داستان بازی با فرار جوکر به آرخام آغاز می شود ، وی در آنجا مشغول به تدارک نقشه ای برای گرفتن انتقام از بتمن به خاطر ویرانی که در گاتهام (داستان فیلم dark knight)اتفاق افتاد می پردازد . البته در این کار شخصیت های مرموز دیگری نیز جوکر را یاری می کنند.

Batman :Arkham Asylum توسط استودیو ی rocksteady و با همکاری warner bros ساخته خواهد شد ، شرکتی که هم اکنون در صفحه ی اصلی وبسایتش عکس بتمن به همراه روز شماری قرا گرفته اند. اما نکته ی عجیب این است که هیچ توضیح یا جمله ای در این مورد نوشته نشده است . این کمپانی سازنده ای انگلیسی است که به گفته ی خود وبسایت در حال کار برروی "جدید ترین عنوان اول شخص برای پلتفورم های نسل بعد " است. بازی قبلی این کمپانی گمنام urban chaos:riot برای ps2 و کنسول xbox عرضه شده بود. به جز تاریخ انتشار احتمالی برای ایکس باکس 360 ، پلی اتیسن و pc در 2009 اطلاعات بیشتری در مورد این بازی منتشر نشده است اما مطمئنا با انتشار نسخه ی بعدی مجله ی game informer در 18 آگوست اطلاعات جدید تری در دسترس خواهد بود.

far cray

سازنده: Ubisoft Montreal
ناشر: Ubisoft
طراح: Clint Hocking
موتور: Dunia
سيستم: Microsoft Windows,play station 3, Xbox360
تاريخ عرضه: October/2008
سبك: FPS
حالات بازي:Single ,Multiplay

مقدمه:
Far cry2 تيراندازي اول شخص آينده است كه به وسيله ي ubisoft منتشر شده است. سازندگان اين بازي زياد درگير ساخت اين بازي نبودند.نسخه هاي ايكس باكس360 و پي اس 3 در روز 3 ژانويه امسال منتشر شدند.

گيم پلي:
بازي كاملا غير خطي خواهد بود شما خواهيد توانست از نقشه منحصر به فرد اين بازي استفاده كنيد.بازي در علفزار هاي وصف ناپذير آفريقا اتفاق افتاده است. محيط بازي در چند بازي ديگر كم و بيش ديده شده اند مانند: Mercenaries Playground of Destruction, Just Cause, S.T.A.L.K.E.R, Shadow of Chernobyl
محيط بازي چيزي در حدود 50 كيلومتر مربع مسافت خواهد داشت. چند تن از اعضاي يوبي مونترال در حدود هفته در حال عكاسي و فيلمبرداري از برخي نقاط آفريقا بودند تا زندگي بومي و حياط وحش را به خوبي شبيه سازي كنند. قهرمان قسمت قبلي بازي فار كراي –Jack Carver - در اين قسمت از بازي ايفاي نقش نخواهد كرد. وقتي از يوبي مصاحبه شد و درباره قسمت اول بازي به عنوان منبعي براي اين بازي سوال شد، خبرنگارها چيزي در مورد كاراكتر به ياد ماندني نيافتند. سپس بازيكن براي بازيكا توانايي انتخاب كاراكتر را از 12 كاراكتر موجود دارد. هركدام خصوصيات منحصر به فرد و سابقه ي كاري دارند. هركدام از كاراكتر هاي قابل بازي در اين بازي به نوعي اجير شده هستند و روزي سرباز خوبي بودند. هدف اصلي كاراكتر هاي بازي پيدا و كشتن "The-Jackal" و معاملان تفنگ است كه در آشوبي كه در برخي كشور هاي آفريقا اتفاق افتاده است به دو طرف درگيري ها اسلحه مي فروشند.
دموي قابل بازي اين سري از بازيهاي پرطرفدار جلوه هارا به نمايش گذاشته و فقط 13 دقيقه گيم پلي را نشان ميدهد كه هم اكنون به صور فايل زيپ شده در سايت Gamersland ارايه شده. دموي عرضه شده نشان دهنده گيم پلي روان و ديناميك است كه محيط بسيار انعطاف پذير و درختان همانند كرايسيس قابل تخريب هستند و حتي در اين قسنت از سري بازيهاي فاركراي ميتوانيد برگ ها را هم از تنه درختان كه خود تخريب پذيز هستند جدا كنيد كه بعدا شاهد خواهيد بود كه دوباره رشد كنند. همچنين سازندگان پويا نمايي جديدي از آتش به نمايش گذاشتند و همچنين افكت هاي باد كه بر تنه درختان و آتش تاثير ميگذارد را به نمايش گذاشتند. بنا هاي ساخته شده و مصنوعي(ساخت انسان) در بازي به خوبي انهدام پذير نمايش داده شده.
بازي بسيار واقع گرا ساخته شده به طوري بازيكن مجبور به استفاده از نقشه و كنكاش در محيط خود براي رسيدن به هدف است. مردن و زنده ماندن هم واقعي كار شده به طوري كه تير فرو رفته در بدن شما را در طول مرحله اذيت خواهد كرد و شما مجبوريد گلوله را از بدن در آوريد و زخم را با استفاده از ابزارهاي موجود ضدعفوني كنيد. ممكن است با چندين گونه حيواني موجود در افريقاي واقعي در دنياي مجازي روبرو شويد كه ميتوانيد از انها به عنوان پرت كردن حواس دشمن استفاده كنيد و يا بر اثر سهل انگاري دشمن به وسيله همين حيوانات متوجه حضور شما شوند پس حيوانات هم هوش مصنوعي دارند چيزي كه در كرايسيس شاهد ان نبوديم. تهيه كننده بازي "Louis-Pierre Pharand" گفته كه بخش بازي تكي يا single player چيزي نزديك 50 ساعت وقت براي اتمام لازم دارد.

ساخت:

تاريخچه
اين بازي واقع گرا در روز 19 جولاي 2007 در پاريس، فرانسه بوسيله يوبي پرده برداري شد. يوبي خبر داد كه سازندگي اين بازي بوسيله يوبي مونترال انجام ميشود و در بهار 2008 عرضه خواهد شد. در دسامبر 2007 يوبي خبر از به تاخير افتادن عرضه بازي به 2008-2009 را داد.

تحقيق
در جولاي 2007 يوبي تيمي از سازندگان بازي به آفريقا فرستاد تا تحقيقاتي براي ساخت اين بازي انجام دهند. طبق گزارشات آنها به مدت دو هفته در دشت هاي كنيا مستقر شدند. تهيه كننده بازي"Louis-Pierre Pharand" غرض از استقرار در كنيا گفت: ما براي واقعي بازي در كنيا استقرار يافتيم و تغييراتي هم داديم تا شما احساس منيد واقعا در آفريقا انجام وظيفه ميكنيد.
Louis-Pierre Pharand
موتور
يوبي موتور جديدي را مخصوص اين بازي طراحي و ساخته كه به نام Dunia به معني "world" و "دنيا" در زبان فارسي است. موتور بازي به خوبي با چند هسته اي ها كنار مي آيد و از directX9 به خوبي نسخ دهم پشتيباني مي كند. تنها دو يا سه درصد از دستورالعمل هاي موتور cryengine در دنيا به كار رفته(به نقل از "Michiel Verheijdt" كارگردان ارشد يوبي سافت در كشور هلند)
فاز كراي 2 از تكنولوژي Ambx متعلق به فيليپس هم پشتيباني ميكند.

سيستم مورد نياز:
Minimum requirements
  • CPU:Pentium 4 3.2 Ghz, Pentium D 2.66 Ghz
    AMD Athlon 64 3500+ or better
  • Video card:NVIDIA 6800 or ATIX1650 or better
    Shader Model 3 required
    256 Mb of graphic memory
  • Memory:1 GB
  • Media reader:DVD-ROM
  • Hard drive space:~12 Gig or HD space. (tbd)

 

نسخه ی PC از Bionic Commando بطور کامل از Physx پشتیبانی خواهد کرد

نسخه ی PC از Bionic Commando بطور کامل از Physx پشتیبانی خواهد کرد


در حالی که ما منتظر انتشار Bionic Commando Rearmed در هفته ی جاری هستیم. Capcom و سازنده ی تراشه های گرافیکی Nvidia اعلام کردند که نسخه ی اصلی و کامل Bionic Commando که در آینده ای نزدیک منتشر خواهد شد با استفاده از نرم افزار PhysXساخت Nvidia یک بازی کامل در زمینه ی استفاده از قابلیت فیزیک سخت افزار شما خواهد بود.
براساس این خبر استفاده از این قابلیت در بازی Bionic Commando باعث تقویت حس طبیعی بودن اسلحه ها،خرابی ها و حتی دود بکار برده شده در بازی خواهد شد.با استفاده از این قابلیت دیوار ها بطور طبیعی فرو می ریزند،درخت ها در برابر باد خم می شوند و آب در برابر ورود اجسام به آن مواج می شود.Nvidia قصد دارد در روز سه شنبه درایور جدیدی را برای تراشه های خانواده ی GeForce 8, 9 وسری 200 خود منتشر کند که با استفاده از آن قابلیت Physx بروی کارت های گرافیکی که از این تراشه ها استفاده می کنند فعال خواهدشد.شواهد حاکی از آن است که Bionic Commando در سال 2008 منتشر نخواهد شد و تاریخ انتشار آن به 2009 موکول شده است.

H.A.W.X tomcalncy's

H.A.W.X tomcalncy's
 


Developer(s)
Ubisoft Romania

Publisher(s)
Ubisoft

Platform(s)
Windows, PS3, X360

Release date
US: Q1 2009
UK: Q1 2009


Genre(s)
Combat flight simulator

Mode(s)
Single player, multiplayer

Media
Blu-ray Disc, DVD-DL


مقدمه:

Tom Clancy's H.A.W.X. كه كلمه H.A.W.X مخفف High Altitude Warfare eXperimental squadron ميباشد و در ژانر combat flight simulator توسط Ubisoft Romania ساخت و Ubisoft آنرا براي Microsoft Windows, Xbox 360 و PlayStation 3 منتشر خواهد كرد. بازي براي ربع اول سال 2009 به بازار روانه خواهد شد. بازي در E3 08 پرده برداري شد.
قبل از اين يوبي اين بازي را با نام Tom Clancy's Air Combat پرده برداري كرده بود.
نسخه ي براي Wii هم در حال تصميم گيري ميباشد ولي هنوز قطعي نشده.


داستان:

بازي همانند دنيايي كه در سال 2012 و در بازي Tom Clancy's Ghost Recon: Advanced Warfighter ساخته شده است. Captain Scott Mitchell سرپرست گروه گوست در يكي از مراحل حضور دارد(آنچه در تريلر منتشر شده).
در مصاحبه اي كه G4 با سرپرست گروه سازندگي داشته او گفته كه داستان بازي در زماني بين Ghost Recon Advanced Warfighter 2 و Tom Clancy's EndWar اتفاق خواهد افتاد.
بازيكن بازي را در نقش پيشرو گروهي كه هاكس نام دارد كه در نيروي هوايي ايالات متحده و براي پوشش تيم گوست شروع ميكند.


گيم پلي:

بازي خصوصيت "سيستم افزايش واقع گرايي" (Enhanced Reality System (ERS)) را بهره ميبرد، كه ميوتاند از امكاناتي همانند رادار، تشخيص موشك هاي پرتاب شده به شما، سيستم ضد سقوت، سيستم كنترل خسارت، نقشه هاي مخصوص جنگ و هواپيمايي، تقويت و بازگويي اطلاعات، كنترل مسير سلاحات و توانايي فرمان دادن به هوش مصنوعي هم تيمي هايتان.
ERS، سيستم كمك يا همان assissant كه بخش اعظم گيم پلي را در بر ميگيرد و بسيار كارآمد هم تنظيم شده.كه ميتوان براي سخت تر شدن والبته جذاب شدن بازي بخش هايي از انرا غير فعال كرد كه به بازيكن توانايي مانور بيشتر را ميدهد. ديد اتاق خلبان، ديد اول شخص و ديد سوم شخص كه بيرون هواپيما را نشان ميدهد قابل انتخاب است و همچنين ديد شوم شخص قابليت ديد هواپيما و هدف را هردو باهم به بازيكن ميدهد.


هواپيما ها:

عكس هاي منتشر شده در بيشمار وبسايت ها هواپيما هاي F-16C, F/A-18E, AV-8B Harrier, F-22 Raptor, Dassault Rafale, F-35 Lightning II, MiG-29(or 35), Sukhoi Su-35, Sukhoi Su-37, Su-47, Eurofighter Typhoon, A-10 و JAS 39 Gripen را نشان ميدهد. وجود 50 جنگنده در بازي تاييد شده. سازندگان تصديق كردند كه هواپيما ها از سرتاسر دنيا انتخاب شده اند.

residen evil4



این بازی به سبکAction Adventure توسط شرکت سازنده Capcom درتاريخ اکتبر 2005 برای PS2 و اواخر 2006 برای PC عرضه شد
عرضه شده در PC ,PS2, GameCube
شاید کسانی که این بازی رو روی کنسول PS2 بازی کردند خیلی مشتاق بودند تا روی PCهم امتحانش کنند.البته در این بین کسانی که بیش از اینا خوش حالتر بودند از جمله آنان می توان کسانی رو نام برد که این بازی رورویPS2 دیدند اما PS2 نداشتند یا کسانی که تعریف این بازی رو از PS2 شنیدند اما PS2 در اختیارشون نبود(دو گروهی که نام برده شدن کسانی بودند که با کامپیوتر بازی هاشون رو انجام می دادند)خلاصه شرکت کپکام این گروها رو زیاد منتظر نذاشت و برای کنسول PC هم فکری کرد و بازی رو به بازار ارائه داد.
داستان بازی از این قراره که فردی آموزش دیده(که شخصیت اصلی بازی-یا همان شما-است)مامور مراقبت از ر*ئیس جم*هور جدید کشور می شود.این کار تنها مراقبت از خانواده نیست.در این کار یکی از بزرگترین مشکلاتی که پیش می آید و همچنین تمام مراحل بازی رو می سازد به سرقت رفتن دختر ر*ئیس جم*هور است.شما به فرمان ر*ئیس جم*هورباید بروید این شاهزاده خانم رو نجات دهید.سارقان در کشور اسپانیا در دهکده ای کاملا دور افتاده هستند که ظاهر زیاد جالب و خوش آیندی ندارند.یعنی فقط هیکل بعضی هاشون مثل آدما است.بقیه یا غول های بازی و یا از عجایب دیگر به شمار می روند.شما با طی کردن مراحل زیبا و زیاد این بازی شاهزاده بازی رو باید نجات دهید. که خودش شامل مراحل سخت و آسون می باشد.
بعد از خوندن داستان و معرفی بازی چه طوره به نقد از بازی بپردازیم:



گرافیک:
بعد از ارائه زیبای این بازی روی کنسول PS2 شرکت کپکام بر روی کنسول PC زیاد دقتی نکرد و اشکالات زیادی رو در بازی جا گزاشت.از جمله خراب کاری های آنان می توان به گرافیک بازی توجه کرد.بازی ای که اینقدر زیبا خودشو در PS2 نشون داد همه فکر می کردند بر روی کنسولPC بازی کردن که دیگه خداست.اما از این خبرا نبود.بازی برای PC کمی تا حدی از گرافیک پایینی برخوردار بود.
*صدا گزاری:
از صدا گزاری این بازی برای کنسول PC نمی توان ایراد گرفت.چون انصافا خیلی خوب کار کردند.صدای اصلحه ها.آدم خوارها و کاراکترهای دیگر بازی و حتی موسیقی بازی خیلی خوب تنظیم شده بود.در کل صداگزاری بر روی این کنسول از جمله عواملی است که باعث می شود شما از یان بازی لذت کافی رو ببرید.
*کنترل بازی:
کنترل بازي نيز به خوبي براي pc آماده نشده است و کنترل بازي اصلا با کي برد جالب و خوب نيست و بسيار شما را براي گذراندن مراحل دچار مشکل خواهد کرد.یکی از بهتری پيشنهادهایی که من می تونم برای کنترل این بازی به شما بکنم اين است که حتما بازي را با يک گيم پد انجام دهيد تا از بازي لذت بيشتري ببريد .
دوربين بازي:
دوربین بازی ضعف هایی دارد که گزرا و پیش پا افتاده هستند و می توان به حساب جذاب بودن بازی بی خیالش شد اما در بعضی قسمت ها کاری که برروی دوربین شده اگه از انصاف نگزریم واقعا عالی بودند.

medal of honer

 Medal of Honor Airborne نقد
نوید تجربه واقعی مبارزات و جنگ های مرگبار جنگ جهانی دوم را می دهد. خود را آماده کند تا وارد میدان مبارزات هوایی شوید.


نکات منفی: شاید اگر بخواهید یکی از کهنه کار ترین و همچنین بهترین سری بازی های جنگ جهانی را نام ببرید، Medal of Honor بهترین جواب باشد. سری ای که مدت ها است از انتشار نسخه اول آن می گذرد و هنوز هم سازندگان آن در شرکت EA برروی نسخه های جدید آن کار می کنند. پس از انتشار چندین نسخه بر روی کنسول های فعلی، دیگر وقت آن رسیده بود که این سری بازی های جنگ جهانی نیز وارد دنیای بازی های نسل آینده شوند. EA این ماموریت نسبتا دشوار را به عهده Medal of Honor Airborne گذارده است. بازی ای که نوید تجربه ای فوق العاده را، از صحنه های جنگ و مبارزه می دهد.
مبارزات هوایی، سوژه ای جدید برای MOH.

در طول این نسخه از بازی شما در نقش Boyd Travers، سرباز یکم گروه آمریکایی 89nd Airborne Division بازی خواهید کرد و همراه او به درون خاک اروپا نفوذ کرده و به مبارزه با دشمنان خود می پردازید. جنگ های شما از جزیره Sicily شروع می شود و تا پیروزی در آلمان ادامه دارد. البته به دست آوردن این پیروزی چندان کار ساده ای نیست و برای آن باید تلاش کنید و با عزم جزم به سوی دشمن یورش برید ...
اینطور که به نظر می رسد تیم سازنده بازی در EA تاکید زیادی بر روی مراحل داشته اند. به طوری که سعی شده مراحل بزرگ و وسیعی طراحی شود. طبق گفته افراد تیم در ابتدای هر مرحله شما سوار بر هواپیما هستید و باید در منطقه مبارزه فرود آیید. برای این کار به شما آزادی عمل بسیاری داده شده است. به طوری که می تواند مانند یک سرباز واقعی، به هر گونه که می خواهید بپرید، چتر خود را باز کنید و در هوا به هر طرف که می خواهید حرکت کنید. هنگامی که شما در میان هوا هستید نیز می توانید منطقه ماموریت خود را به خوبی زیر نظر بگیرید و تمام نکات آن را بررسی کنید.
همانطور که ذکر شد شما برای فرو آزادی عمل بسیاری دارید. به طوری که می توانید برروی یک ساختمان فرود آیید و به تک تیر اندازی بپردازید، در کنار افراد گروه خود فرود آیید و به آن ها ملحق شوید، وارد پنجره خانه ها شده و از آنجا ماموریت خود را شروع کنید، برروی پشت بام خانه ها فرود آیید تا بتوانید دید خوبی به اطراف داشته باشید و مکان های دیگر که طبعا فرود بروی هر یک از آن ها باعث می شود که شما انتخاب های خاصی را برای چگونگی انجام ماموریت داشته باشید.
در مورد مراحل بازی EA ذکر کرده است که شما می توانید در آن ها به طور آزاد حرکت کنید و هر کار که می خواهید انجام دهید. در واقع ماموریت ها از حالت خطی خارج شده اند و شما می توانید به صورتی جداگانه آن ها را انجام دهید. در این بین راه های مختلفی هم برای انجام ماموریت ها نیز وجود دارد و می تواند به گونه های مختلفی آن ها را انجام دهید. مانند قبل شما ماموریت های فرعی ای هم دارید که در صورت تمایل می توانید آن ها را تکمیل کنید.
به طور معمول یکی از مهمترین عوامل در بازی های جنگ جهانی، اسلحه هایی است که در آن ها وجود دارد. تیم ساخت این نسخه از بازی سعی کرده است تمام اسلحه هایی جنگ جهانی دوم را در بازی شبیه سازی کند و کاری کند که حس واقعی جنگ به بازیکن القا شود. نکته جالب اینجاست که شما می توانید تمام این اسلحه ها را ارتقا بخشید و به آن ها امکانات جدیدی را دهید. برای مثال تعداد تیری را که در یک خشاب آن وجود دارد را افزایش دهید.
EA قول هوش مصنوعی فوق العاده را برای Airborne داده است که به عنوان یک بازی نسل آینده چندان دور از انتظار نیست. اینطور که به نظر می رسد دشمنان شما بسیار واقع گرایانه عمل می کنند و سعی می کنند با همکاری گروهی شما را از بین ببرند. آن ها در میدان جنگ به خوبی سنگر می گیرند و با شلیک های دقیق خود شما را مجبور می کنند که به گوشه و کنار پناه ببرید.
در ابتدای هر مرحله خود را در حال پرش از هواپیما می یابید.

خوشبختانه گرافیک بازی نیز این طور که به نظر می رسد فوق العاده است. طبق گفته سازندگان جزئیات در محیط بسیار زیاد استريا، مناطق جنگی به خوبی ساخته شده اند، مدل های فوق العاده ای برای سربازان به کار رفته اند. نورپردازی به صورتی فوق العاده صورت گرفته است و موارد دیگری که همه و همه باعث هر چه بهتر به نظر آمدن بازی می شوند. از نظر صداگذاری نیز سعی شده که بازی هر چه واقعی تر به نظر آید. بیشتر نسخه های MOH دارای آهنگ های فوق العاده ای بودند و به طبع از این نسخه از بازی نیز همین انتظار می رود. سعی شده که افکت های صدایی و صحبت ها نیز تا حد ممکن واقعی باشند و شما را وارد فضای بازی کنند.
تیم سازنده این نسخه از بازی برای ساخت آن برروی کنسول های مختلف و کامپیوتر به چند دسته تقسیم شده است تا بتواند به خوبی از امکانات هر کنسول استفاده کند. این طور که به نظر می رسد این نسخه از بازی نوآوری در سبک خود محسوب می شود.
منبع:oxogame

war craft

معرفی بازی Warcraft III: The Frozen Throne - جنگ اساطیر - قلعه یخ زده

بازی بسیار مطرح استراتژیک Warcraft نخستین بار از سوی کمپانی Blizzard Entertainment در سال 1995 برای رایانه عرضه شد. این بازی در تمامی ادوار با عرضه هر نسخه از خود توانست غوغایی برپا کند و نظر منتقدان بازی و هواداران بازی های رایانه را به خود جلب کند. دومین نسخه از این بازی بسیار زیبا نیز در سال 1996 عرضه شد و توانست نمره فوق عالی منتقدان و رتبه پرفروش ترین بازی سال را نسیب خود نماید. با عرضه نسخه سوم این بازی بسیار پرطرفدار در سال 2002 بار دیگر انقلابی در عرصه بازی های استراتژیک رخه داد و دیگر بار Warcraft قطب و مرکز توجه تمامی علاقمندان به بازی های استراتژیک رایانه ای قرار گرفت . Warcraft III: The Frozen Throne نام پکیج بسیار پرطرفدار و محبوب عرضه شده برای سومین نسخه این بازیست که تمامی علاقمندان به بازی های رایانه با آن آشنایی کامل دارند چراکه طرح ترین بازی در سطح گیم نت ها و شبکه های بازی ایرانی و خارجیست. این بازی به دلیل ویژگی های منحصر بهع فرد گرافیکی، هیجان بسیار بالا و فیلم نامه بسیار جذاب هنوز پس ازگذشت 4 سال از عرضه آن به عنوان محبوب ترین بازی رایانه ای استراتژیک در گیم نت ها مورد استفاده قرار می گیرد. WarCraft از اندک بازی هایسست که در تمامی ویرایش های عرضه شده خود عالی درخشیده و به هیچ گاه کلاس کیفیتی بازی خود را پایین نیاورده و همیشه با هر عرضه در صدر زیباترن بازی های دنیا قرار می گرفت. این به صورت کاملا فارسی و دوبله شده که توسط یکی از شرکتهای ایرانی به این صورت بازگردانی شده است.
سازنده : كمپاني Blizzard Entertainment
ناشر : كمپاني Blizzard Entertainment
تاريخ انتشار : Jul 1, 2003
وب سايت اختصاصي : Warcraft III: The Frozen Throne
رده بندي : استراتژیک تاریخی Real-Time
ميزان دشوار بودن : متوسط
زمان مورد نياز براي آشنايي كامل با محيط بازي : حدود 30 دقیقه
درجه بندي ESRB در مورد محتواي بازي : ******** - مناسب براي افراد 13 سال و بالاتر .
ويژگي هاي بازي Warcraft III: The Frozen Throne:
قهرمانان و به اصطلاح Hero های جدید در هر مرحله با با قابلیت ها و توانایی های استثنایی.
قابلیت خلق استراتژی های جدید در هر Unit.
قابلیت های بسیار خوب در حالت چندنفره و Multiplayer در کنار بازی جذاب انفرادی.
.
سيستم مورد نياز براي اجراي بازي Warcraft III: The Frozen Throne :
اطلاعات مورد نیاز :
Connectivity: Online, Local Area Network
Sound: Dolby Surround
Online Modes: Competitive, Cooperative, Team Oriented
Number of Players: 1-12
حداقل سیستم مورد نیاز :
System: 400 MHz Pentium II or equivalent
RAM: 128 MB
Video Memory: 8 MB
Hard Drive Space: 550 MB

__________________