شیاطین:
دشمن قسم خورده نایت الف ها هستند و به رهبری کیل جیدن ، قسط

نابودی درخت زندگی را دارند . کیل جیدن ، زیر دستانی همچون لورد

آرچیموند و لیچ کینگ را دارد که هر کدام کنترل کننده ارتشی بودند. ارتش

لژیون مطعلق به آرچیموند است اما لیچ کینگ ارتش خود را آزاد و به کیل

جیدن خیانت می کند.

در وارکرافت سه یک ، بازی با یکی از شخصیت های اصلی ، به نام آرتاس ،

شاهزاده انسان ها برای نابودی گروهی از شیاطین ، به رهبری مال گانیس

به سفر درازی می رود ، که عده زیادی چون لورد آدر با این سفر مخالف اند

اما عده ای هم به او کمک می کنند. آرتاس ، مثل لورد آدر پالادین است که

به معنای قهرمان افسانه ایست ، اما این قهرمان بودن طولی نمی کشد و

آرتاس برای نجات مردمش و نابودی مال گانیس ، از شمشیر فروست مورن

استفاده می کند که این شمشیر ساخته لیچ کینگ است ؛ و روح آرتاس

بعد از استفاده از این شمشیر ، در اختیار لیچ کینگ قرار می گیرد و از

سربازان قدرتمند لیچ کینگ می شود. او پس از نابود ساختن مال گانیس ،

ارباب ترس ، پدر و بسیاری از مردمش را می کشد ( چرا ؟ ) و تبدیل به

یکی از شوالیه های مرگ می شود و با یورش به انسان ها ، لورد آدر را می

کشد.

اگر بخواهیم درباره جنایت های آرتاس صحبت کنیم ، حدود یک کتاب 2000

صفحه ای فقط فهرستش می شود ، پس بی خیال کل موضوع

.

بعد از یورش به انسان ها ، نوبت الف ها ی بد بخت است ( در قمت

توضیحات و مقدمه به این نصل اشاره نشد چون الف ها جزو عناصر خنثی

هستند و بوجود آمدند برای الاف شدن و در پیت بودن .) آرتاس ، به کمک

یکی از افرادش ، کل تسار رهبر الف ها را از بین برده و حکومتشان را از بین

می برد ، بعد هم که به ارک های بیچاره ضد حال می زند و گروهی از آن

ها را از بین می برد تا به دروازه سیاه برسد و با آرچیموند ملاقات کوتاهی

داشته باشد. بعد ، دوباره انسان های بد بخت ...

آرتاس ، عوی خود را هم میکشد تا بتواند به کتابی که اطلاعات مربوط به

احظار آرچیموند را بدست آورد ...

و سر انجام آرچیموند را احظار می کند و خطر بزرگ را برای نایت الف ها ،

مانند گلوله از بد بختی پرتاب می کند ( حالا دیدید آرتاس چقدر کله خره؟ !

؟ !؟)